تبليغاتX
آسمان دریایی

مقدمه
همسرداری مهارتی است که زن و شوهر با شناخت توانمندی‌ها ، تفاوت‌ها و حساسیت‌های یکدیگر ، بتوانند به نیازهای جسمی ، عاطفی ، روانی و جنسی طرف مقابل پاسخ دهند، بطوری که هر دو احساس رضایت خاطر نموده به آرامش نسبی دست یابند.

تفاوت‌های روان‌شناختی زنان و مردان در زندگی مشترک میزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمینان آنان از «دوست داشته شدن» رابطه مستقیمی دارد، در حالی که مردان ، زمانی از اعتماد به نفس کافی برخوردارند که بتوانند درخواست‌های همسران خود را برآورده کنند.


زنان دوست دارند برای حل شدن یک موضوع درباره آن صحبت کنند، (حتی اگر وقت زیادی صرف نمایند)، در حالی که مردان این عمل زنان را پرحرفی تلقی می‌کنند.


زنان دوست دارند که شوهرانشان محبت خود را ابراز کنند و به آنان بگویند که چقدر دوستشان دارند، اما مردان فکر می‌کنند که همسرانشان باید بدانند که «من فقط او را دوست دارم، نیازی به گفتن نیست.»


وقتی مردان از زنان خود حمایت می‌کنند، آنان را در حل مشکلاتشان توانمندتر می‌سازند، و به زندگی امیدوارتر و علاقه‌مندتر می‌کنند.


زنان فرمان بردن را دوست دارند، ولی معتقدند این فرمان بردن باید عاشقانه باشد، در این صورت حاضر به هر گونه ایثار و فدارکاری خواهند بود.


هنگامی که مردان دیر می‌کنند، زنان با سؤال‌های چرا دیر کردی؟ ، کجا بودی؟ و ... در حقیقت دلواپسی و نگرانی توأم با عشق و علاقه را به همسر خود ابراز می‌کنند. اما شوهران فکر می‌کنند که همسرانشان می‌خواهند آنها را زیر سوال ببرند و افرادی بی‌مسئولیت و غیرمطمئن جلوه دهند.


وقتی شوهران فکر می‌کنند که برای زندگی و همسرشان مفید هستند، احساس ارزشمندی و توانمندی می‌نمایند ولی زنان زمانی این احساس را دارند که فکر کنند برای همسرانشان عزیز هستند.


مردان پس از گوش کردن به صحبت‌های همسر خود بلافاصله می‌خواهند مشکل را حل کنند، بنابراین به راهنمایی آنان می‌پردازند، در صورتی که شاید زنان فقط می‌خواستند احساساتشان را بیان کنند.


زنان میزان ارزشمندی و علاقه شوهرانشان را به خود با میزان برآورده شدن خواسته‌هایشان محک می‌زنند.


مردان یا باید سعی کنند خواسته‌های منطقی آنان را برآورده کنند و یا آنان را با دلایل صحیح متقاعد سازند.
کلیدهای برقراری ارتباط صحیح با خویشان همسر
به خانواده همسرمان نیز به اندازه خانواده خود احترام بگذاریم.


با خانواده همسر خود همانگونه رفتار کنیم که با خانواده خود رفتار می‌نماییم.


به هیچ‌یک از خانواده‌ها اجازه دخالت در زندگی خود را ندهیم. در صورتی که خانواده‌ها قصد راهنمایی داشته باشند، فقط از تجربه‌های آنان استفاده کنیم و تصمیم نهایی را با مشورت همسر خود اتخاذ نماییم.


در صورت بروز اختلاف ، از در میان گذاشتن موضوع یا نزدیکترین خویشاوندان نیز پرهیز کنیم، زیرا اینکار موجب گسترش دامنه اختلاف می‌شود.


در حضور خویشان به همسر خود بیشتر توجه کنیم و او را در گفتگوها شرکت دهیم.


در صورت بروز مشکل از سوی خانواده زن یا مرد، عضو همان خانواده باید مشکل را حل کند، زیرا هر یک از همسران به خوبی خانواده خود را می‌شناسند و بهتر می‌توانند چاره جویی نمایند.


از چشم هم چشمی و حسادت بپرهیزیم.


به آداب و رسوم خانواده همسرمان احترام بگذاریم، چنانچه برخی از آنها را صحیح نمی‌دانیم، هرگز آنان را به خاطر پایبندی به آداب و رسوم خود استهزا نکنیم.


لازم است گاهی همسران به تنهایی به دیدار خانواده خود بروند (اینکار موجب ارضای محبت مادر و فرزندی می‌شود).


این واقعیت را بپذیریم که علاوه بر همسر، پدر و مادر حق مسلمی بر گردن ما دارند، بنابراین در صورت ضرورت ، هر یک از همسران باید بخوبی از خانواده خود حمایت کنند.
آشنایی با برخی از مهارت‌های همسرداری
 
شاد باشیم: شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.


صبور باشیم: اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم، بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.


منطقی رفتار کنیم: مسائل را منطقی و درست بررسی کنیم و بجای منافع شخصی ، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.


کم توقع باشیم: از همسرمان آن قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ بدهد.


مثبت نگر باشیم: با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.


خوش بین باشیم: داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.


یکدل باشیم: درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی بوجود می‌آورد.


شنونده خوبی باشیم: هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند، حتی الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.


مشوق همسر خود باشیم: برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته او را تشویق کنیم تا آینده بهتری داشته باشد.


به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم: آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.


خوش قول باشیم: برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسؤول بدانیم، خوش قولی نشانه احترام به خود و همسر است.


به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم: و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.


ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم: سعی کنیم با همسر خود درباره مسایل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.


با یکدیگر مهربان باشیم: همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، خوبی‌هایش را بازگو کنیم، برایش خوبی خواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را بکار ببریم با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه گرم و صمیمی برقرار کنیم.

محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم: منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکار است. تلاش کنیم که آیینه زندگیمان شفاف و بدون غبار کدورت باشد.


راستگو باشیم: صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.


محیط خانواده را با صفا کنیم: فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.


به ارزشهای دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم: ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.


به نیازهای همسر توجه کنیم: رفتار دلنشین و توام با متانت موجب می‌شود، خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.


بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم: در سایه سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.


با یکدیگر مشورت کنیم: هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه‌تر می‌شود.


قدر شناس باشیم: از همسرمان به خاطرانجام وظایف ، مسؤولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم. برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!


برنامه‌ریزی کنیم: در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.


الگوی خوبی باشیم: طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

خود را به جای همسرمان بگذاریم:دنیا را از دریچه نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم «اگر من جای او بودم چه می‌کردم ؟»


میانه رو متعادل باشیم: حضرت علی علیه‌السلام فرموده‌اند «خیر الامور اوسطها». پس اگر در تمام امور زندگی ( خوردن ، خوابیدن ، مسافرت و حتی محبت کردن و ...) اعتدال را رعایت کنیم، کمتر دچار مشکل می‌شویم.


با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم: یک جمله شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.


روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم: عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی ، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.


همسر خود را راضی کنیم: باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچوقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.


برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم: باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.


فرمان ندهیم: نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم. متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است، نه محل یکه تازی و خشونت.


تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم: افکار مزاحم مانند خوره ، سلامت روانی انسان را از میان می برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پا گیر ، انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.


 از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم: زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.


روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم: هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد، آشکار کردن و بزرگ جلوه دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

 مقابله به مثل نکنیم: از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل ، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.


مديريت وبلاگ

فرهاد كسري

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در یکشنبه 1388/06/15 و ساعت 12:27 بعد از ظهر |
 

 آموزش علمي روابط بين زن و مرد بي حيايي نيست بلكه يك نياز ضروريست كه متاسفانه در كشور ما اين آموزش به مردان و زنان ايراني يا داده نمي شود كه در نتيجه آسيب هاي جدي به روابط زوجين مي زند.

 

آيا مي دانيد ريشه و علت پنهان بيش از 50 درصد طلاقها نارضايتي جنسي ميباشد؟

 

بسياري از زنان در زندگي زناشويي خود هيچگاه ارگاسم را تجربه نمي كنند و در موارد زيادي وانمود مي كنند كه ارگاسم شده اند.چـرا خـانـم هـا تـصـور مـي كـنـند تـوانايي رسيدن به اوج لذت جنسي را ندارند؛ آيا ميـدانيد كه تمام خانم ها قادر به رسيـدن به اين مرحله مي باشند؟ بله؛ حقيقت دارد! شايد در مورد انزال خانمـها چـيـزهايي شنيده باشيد و يا مانند خيلي از افراد، اصلاً بـه هيچ وجه با آن آشنا نباشيد.

 

بسياري از مردان نيز تنها يك سطح از ارگانیسم را تجربه مي كنند و اطلاعي از روشهايي كه مي تواند باعث شود تا لذتي عميق تر و طولاني تر همراه با انزال مني بيشتر را تجربه كنند ، ندارند.

 

امروزه داروها و مواد شيميايي مختلفي با اسامي گوناگون در داروخانه ها و فروشگاه هاي اينترنتي با قيمتهاي بسيار گزاف به فروش مي رسند اما آيا آنها تاثيرگذار هستند؟

 

اين داروها،اسپري ها ، صابونها ،كرم ها،ژل ها و ... يا تاثيرگذار نيستند و يا اگر هم تاثيري بگذارند آنچنان ناچيز است كه قابل ذكر نيست و البته در مواردي اين اجناس تقلبي بوده و تاثيرات سوء نيز به همراه دارند

 

چاره كار تنها آموختن شيوه ها و تكنيك هاي علمي و جديد و بالا بردن سطح اطلاعات است.

 

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در پنجشنبه 1388/05/15 و ساعت 4:28 بعد از ظهر |


همه ی ما کم و زیاد از افراد مختلف و به بهانه های گوناگون، صدمه های روحی دیده‏ایم؛ اعتمادها از بین رفته و قلبهایی شکسته شده است. این صدمات برای مدت کوتاه بسیار معمولی هستند اما همین دردها گاهی اوقات ماندنی می‏شوند و ما با یادآوری و آن صدمات این دردها را دوباره زنده کرده و با آنها دست و پنجه نرم می‏کنیم.

این مسئله نه تنها باعث ناراحتی ما شده بلکه می‏تواند روابط ما را بیش از پیش خدشه‏دار کرده  و باعث برآشفتگی و بی میلی در رویارویی با مردم شود. ما گاها در دایرۀ خشم و عصبانیت گرفتار می‏شویم و زیبایی‏های زندگی را از یاد می‏بریم. ما باید بخشیدن را بیاموزیم و آنرا در زندگی خود جاری سازیم. بعضی اوقات بخشیدن یک فرد چنان می‏تواند فضای ذهنی ما را باز کند که هیچ عمل دیگری به آن نمی‏رسد. مثلا ما ۴ سال پیش از یکی از دوستان خود صدمه‏ای روحی خورده‏ایم که تا امروز آنرا در ذهن خود می‏پرورانیم. اما باید بدانیم که با بخشیدن آن فرد علاوه بر اینکه فضای ذهنی خود را باز کرده بلکه فردی دیگر را خوشحال نموده‏ایم.

 

چرا باید دیگران را بخشید ؟

 

بخشش می‏تواند مسیر زندگی افراد را عوض کند. البته نه بخششی که به معنای فراموش کردن و پاک کردن گذشته است، بلکه بخشیدن به معنای واقعی و از اعماق قلب و ته دل. البته باید دقت کنیم که ما نباید سعی در عوض کردن رفتار فرد مقابل داشته باشیم چراکه کنترل رفتار افراد دست ما نیست اما کنترل خشم و عصبانیت خودمان در دست خودمان است. در اینجا دلایلی برای بخشیدن افراد ذکر می‏گردد :

۱ - نبخشیدن افراد مانند حمل کردن توده‏ای از بار منفی است که همین امر موجب اختلالاتی در ذهن و متعاقب آن در جسم انسان می‏شود. چراکه هر تصوری در درون، انعکاسی به بیرون دارد.

۲ - گذشته‏ای خوب و عاری از تقصیر و گناه دیگران باعث شادابی و سرحالی می‏شود و باعث می‏شود که با هر نگاه به گذشته، فقط خاطرات خوش و خوب جلوه کند و با بخشیدن خاطرات بد و منفی خودبخود پاک می‏شوند.

۳ - بینش افراد نسبت به ما و شخصیت ما بهتر شده و ما را به عنوان فردی با گذشت و مورد اعتماد قبول می‏کنند همچنین با بخشیدن، فرد مورد نظر را برای همیشه مدیون خود کرده‏ایم. (البته اگر خطای وی به عمد بوده باشد)

۴ - شاید این شرایط برای خود ما هم پیش آید و ما نیز روزی نیازمند بخشیده شدن از جانب دیگران شویم. پس قانون کارما را به یاد آوریم و بومرنگ خود را به سمت بخشش افراد پرتاب کنیم تا با بخشیده شدن از جانب دیگران به سمتمان بازگردد.

 

چگونه ببخشیم ؟

 

بخشیدن آسان نیست اما ما می‏توانیم در عرض یک روز و یا حتی در چند ثانیه یک نفر را ببخشیم.  ابتدا باید با خود عهد ببندیم که می‏خواهیم تغییر کنیم و می‏خواهیم فضای ذهنی خود را باز کنیم و نیز باید بدانیم که مزمن شدن این دردها باعث آسیب جدی به روح و روان انسان می‏شود.

یکی از راههای ساده برای بخشیدن افراد این است که خودمان را جای فرد گنهکار بگذاریم. ببینیم چرا او دست به چنین کاری زده است و از خود بپرسیم “کدام رفتار من باعث شده تا او چنین کند؟” و همیشه همه را خوب بدانیم. بدانیم که هیچ کس از ابتدا خطاکار نبوده و هیچ کس قصد آزار و اذیت دیگری را ندارد.

راه دیگر برای بخشیدن افراد این است که بدانیم که گذشته دیگر برنمی‏گردد و اتفاقی که افتاده دوباره از نو طراحی نمی‏شود. پس چرا خود را ناراحت کرده و غده‏ای را در ذهن خود بوجود آوریم و با نبخشیدن افراد آن غده را روز بروز بزرگتر کنیم؟ با خود تصور کنیم که نبخشیدن‏ها مانند سنگهایی هستند که سر راه پیشرفت ما قرار دارند. ما با بخشیدن آرامش را برای خود به ارمغان آورده و در واقع لطفی به خودمان می‏کنیم. (این قضیه جدی است)

همچنین ما باید دلسوز همنوع خود باشیم. هر کسی در مواقع عصبانیت و یا حتی در حالت عادی و از روی بی‏فکری دست به اقداماتی می‏زند که شاید از نظر بسیاری از افراد درست نباشد و عامل ناراحتی آنان شود. پس این مسئله را دلیل بر بی فکری فرد و یا لحظۀ عصبانیت وی در نظر بگیریم.

 

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در دوشنبه 1388/04/15 و ساعت 6:3 بعد از ظهر |

 

خيانت. نه، به هيچ وجه قصد نداريم شما را به ياد همه سوءظن هايي كه ممكن است در زندگي مشترك نسبت به همسرتان داشته يا داريد، بيندازيم. اگر يك روز شوهرتان موقع رفتن به محل كار، بهترين لباس هايش را مي پوشد و خوشبوترين عطر موجود را استفاده مي كند، اگر خانم خانه با گوشي تلفن، آرام صحبت مي كند...، شما حق نداريد به بدترين حالت ممكن، يعني «خيانت» فكر كنيد، چون همه اينها بخشي از جريانات طبيعي زندگي است كه ترديدهاي شما تنها باعث مي شود همسرتان را هيچ وقت نبخشيد و براي انتقام از او دست به هر عمل غيرمنطقي بزنيد.
    
    اگر مثل روزهاي اول زندگي وقت بيشتري را به او اختصاص دهيد، متوجه خواهيد شد كه حرف هاي زيادي براي گفتن داريد كه مدت هاست موقعيتي براي مطرح كردن شان فراهم نشده بود. آن وقت مي فهميد كه اگر آن روز شوهرتان شيك تر از هميشه سر كار رفت به اين خاطر بود كه يك موقعيت شغلي بهتر قرار بود به او پيشنهاد شود يا اگر خانم خانه در حضور شما به آرامي با تلفن صحبت مي كرد، به اين دليل بود كه نمي خواست مزاحم استراحت شما شود.خيانت، حق داريد از اين واژه بترسيد اما بيشتر از آن از همه سوءظن هايي كه ممكن است به شما خيانت كنند، بترسيد،

 

خيانت در عالم خيال

 

بارها و بارها حكايت بدبيني و شكاك بودن زنان و مردان به همديگر را خوانده و شنيده ايم و حتي در اطرافيان خود نيز شاهد چنين بدبيني هايي بوده ايم. شنيده ايم از مرداني كه سراسيمه از محل كار خود به خانه آمده اند تا بتوانند زنان خود را كنترل كنند. از مرداني شنيده ايم كه موقع خارج شدن از خانه علامتي پشت در مي گذارند تا موقع باز شدن در - در غياب آنها - متوجه رفت و آمدهاي مشكوك شوند يا زناني كه كوچك ترين تغيير در رفتار، پوشاك و قيافه شوهرشان برايشان معني دار است. آنها همواره در پي كشف يك توطئه و خيانت هستند و با هيچ منطقي نمي توان باورهاي اين افراد را تغيير داد. چنين بيماراني طعم امنيت و اطمينان را تجربه نمي كنند و همواره با اضطراب و ناكامي و نارضايتي از تمام وضعيت هاي زندگي شان به سر مي برند و با ازدواج مشكل شان حادتر و آزاردهنده تر مي شود و به خودآزاري و همسر آزاري مي پردازند. اين رفتارهاي بيمارگونه كه بدون درمان و تشخيص هستند، به خشونت منجر مي شوند و خانواده ها، رعايت و مداراي بيشتر با همسر را توصيه مي كنند. اين بيماران تظاهرات بيماري را در قالب الگوهاي جامعه پسند نشان مي دهند. يعني بدبيني بيش از پيش خود را با غيرت، عشق و نگراني از خانواده توجيه مي كنند و گاهي به خاطر همين كنترل مورد تشويق و تاييد قرار مي گيرند.
    
    اما «حسادت جنسي» در واقع نوعي از تظاهرات «پارانوئيدي» است كه مشخصه اصلي آن باور به خيانت شريك زندگي است و ممكن است با باورهاي غيرعادي ديگر همراه باشد. خلق شخص به صورت درماندگي، نگراني و تحريك پذيري و خشم است. اين افراد با جست وجوي دفتر خاطرات و نامه ها، تلفن ها و بررسي لباس هاي همسران شان سعي مي كنند نشانه هايي براي خيانت همسر خود پيدا كنند. همسران شان را تعقيب يا بي مورد سوال پيچ مي كنند. اين بيماران مي گويند صدايي از درون، آنان را از فريب خوردن و از باور اعتماد به همسر بازمي دارد و مدام تذكر مي دهد كه مبادا محبت را كه فريبي بيش نيست، باور كنند.

 

خيانت در عالم واقع

 

اما همه آنچه گفته شد به اين معنا نيست كه خيانت در زندگي مشترك تنها در عالم توهمات بيماران «پارانوئيدي» رخ مي دهد و هيچ مرد يا زني را در واقعيت نمي توان پيدا كرد كه به همسر خود خيانت كند.
    
    با توجه به ساختار فرهنگي جامعه ايراني و بنابر تجربيات تاريخي خيانت اغلب موضوعي مردانه تلقي مي شود اما طي سال هاي اخير شواهد موجود نشان مي دهد آمار زنان نيز در اين مقوله رو به افزايش نهاده، اگرچه هنوز در مقايسه با آمار خيانت مردان كمتر است.
    
    فرهاد عبادي، مشاور خانواده و روانشناس، درباره دلايل خيانت همسران به يكديگر مي گويد: «اگر بخواهيم به صورت موردي به اين موضوع بپردازيم شايد به جرات بتوان گفت به تعداد موارد موجود علت براي خيانت وجود دارد اما اگر بخواهيم تمامي آنها را در يك دسته بندي كلي جاي دهيم، عدم ارضاي نيازهاي جنسي در نهاد خانواده، تنوع طلبي، عدم جذابيت همسر، ضعف اعتقادات مذهبي و پايبند نبودن به سنت ها، مشكل جسمي يا شخصيتي و رواني يكي از زوجين و ازدواج اجباري و انتقام جويي از جمله آنهاست.»

عبادي در ادامه مي افزايد: «البته اين دلايل در دو گروه جنسيتي تا حد زيادي متفاوت است. مردان معمولاً به دو دليل تنوع طلبي و مسائل جنسي و زنان در بيشتر موارد به خاطر مشكلات مالي، مسائل عاطفي يا انتقام جويي دست به اين كار مي زنند. با توجه به اين واقعيت ها اگر زن و مرد شناخت كاملي از همسر خود و نيازهاي او داشته باشند و در چارچوب خانواده به آن توجه كنند از بسياري از اتفاقات مي توان پيشگيري كرد.»
    
    شهلاعباسي، مددكار اجتماعي، نيز با تاكيد بر اينكه تعداد پرونده هاي خيانت در سطح كلانتري ها، دادسراها و دادگاه ها در مقايسه با سال هاي پيش افزايش يافته، مي افزايد: «از جمله تفاوت هاي موجود در خيانت مردان و زنان اين است كه خيانت مردان بيشتر قابل پذيرش است، به همين دليل است كه بسياري از زنان پس از اطلاع از خيانت همسرشان با وجودي كه ممكن است هيچ گاه اين واقعيت تلخ را فراموش نكنند و هميشه به همسرشان به چشم يك خائن نگاه كنند، بنا به دلايلي چون وابستگي هاي اقتصادي، يا به خاطر فرزندان شان به زندگي مشترك ادامه مي دهند و جالب است كه به آنها توصيه مي شود از هر نظر بيش از گذشته به همسرشان محبت كنند تا زندگي شان را از دست ندهند،»
    
    وي در مورد ديدگاه موجود درباره خيانت زنان توضيح مي دهد: «مبحث زنان در اين باره كاملاً متفاوت است، در بيشتر موارد كمترين واكنش هنگام سوءظن به زن طلاق است كه وجود همين زنان مطلقه كه معمولاً از هيچ منبعي حمايت نمي شوند باعث مي شود تبعات اجتماعي آن به صورت خيانت همسران در خانواده هاي ديگر خود را نشان دهد.»
    
    عباسي درباره ديگر تبعات خيانت مي گويد: «در بسياري موارد، افرادي كه به همسر خود خيانت مي كنند از طريق مداركي كه از آنها تهيه مي شود، مورد تهديد واقع مي شوند كه اين تهديدها در مورد مردان معمولاً به شكل سوءاستفاده هاي مالي و براي زنان اغلب به صورت سوءاستفاده هاي جنسي ادامه پيدا مي كند.»

 

خيانت: جنسي، احساسي، اينترنتي

 

شما هر طور كه به قضيه نگاه كنيد، خيانت كردن يكي از راه هاي برهم خوردن ارتباط ميان همسران است. اغلب زماني كه يكي از طرفين مرتكب خيانت مي شود، اطمينان موجود از بين مي رود و به دست آوردن مجدد آن بسيار دشوار است و چه بسا ديگر اطمينان اوليه هيچ گاه حاصل نمي شود.
    
    به طور كلي سه نوع خيانت يا رابطه پنهاني وجود دارد: رابطه احساسي، جنسي و اينترنتي.
    
    يكي از انواع خيانت، خيانت جنسي است. اين امر زماني روي مي دهد كه هيچ گونه پيوند عاطفي ميان فرد و طرف مقابلش وجود نداشته و او تنها به دليل برقراري روابط جنسي و هيجاني جذب شده است. دومين نوع خيانت، احساسي است و زماني روي مي دهد كه فرد احساس مي كند از نظر عاطفي به شخص ديگري غير از همسر خود علاقه پيدا كرده است. وي از همراهي، صحبت كردن و در ميان گذاشتن افكار و علايق خود با شخص دوم لذت مي برد و كم كم به اين نتيجه مي رسد كه ترجيح مي دهد اوقات فراغت خود را به جاي اينكه با همسر يا نامزدش بگذراند، با ديگري سپري كند.
    
    سومين نوع خيانت كه چند سالي است رواج پيدا كرده و ماهيت آن با دو نوع پيشين كاملاً متفاوت است، خيانت اينترنتي است كه شامل گفت وگو، تبادل تصاوير و مشخصات يك فرد متاهل با فرد ديگري است كه همسر قانوني وي نيست كه از طريق اينترنت و چت صورت مي گيرد و اغلب محتواي گفت وگوها و تبادل تصاوير و مشخصات، در رابطه با مسائل خصوصي است.
    
    خويشتندار باشيد
    
    دكتر شهلاكاظمي پور عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران تزلزل شخصيتي را يكي از عوامل اصلي زمينه ساز بروز خيانت مي داند و با اشاره به بررسي هاي علمي مي گويد: «امروزه افرادي كه خود را باور نداشته يا با احساس حقارت و ضعف اجتماعي مواجهند يا در كودكي با كمبودهاي شديد عاطفي و خانوادگي روبه رو بوده اند، اغلب گرفتار اين معضل هستند.»اين استاد دانشگاه همچنين معتقد است: «گرايش مردان متاهل به سوي زنان ديگر صرفاً با نيل به اهداف جنسي نيست، بلكه با مشكلات عاطفي، روحي و رواني دوره هاي مختلف زندگي در اين باره نقش بسزايي دارد چرا كه اين افراد وقتي به هر دليلي در خانه، مدرسه، اجتماع و زندگي مشترك با كمبودها و بي توجهي هاي عاطفي روبه رو مي شوند، ناخواسته از مسير اصلي زندگي منحرف مي شوند.»
    
    عضو هيات علمي دانشگاه، به زنان و مرداني كه در زندگي زناشويي با خيانت همسرشان مواجه مي شوند، توصيه مي كند ابتدا با خويشتنداري، موضوع را از طريق مراكز مشاوره تا رسيدن به نتيجه مطلوب پيگيري كنند. او در عين حال مي گويد: «همسري كه به عهد زناشويي اش ثابت قدم نمانده، چندان قابل اعتماد نيست.»به اعتقاد دكتر كاظمي پور يكي از دلايل افزايش خيانت هاي زناشويي در جامعه امروزي ما به رشد بي پايه و اساس زندگي شهرنشيني همراه با افكار سنتي بازمي گردد. بنابراين اغلب زناني كه با خيانت همسرشان مواجه مي شوند، به دليل برخي تفكرات سنتي و القائات خانوادگي به ادامه زندگي مي پردازند. اما در كشورهاي توسعه يافته مرد و زن مي دانند تا زماني به يكديگر وفادار خواهند بود كه به عهد و پيمان عاطفي شان پايبند باشند.
    
    وي در عين حال خواستار علاج واقعه قبل از وقوع شده و با بيان اينكه حل موضوع خيانت مشكل است، خواستار توجه جدي كارشناسان و برنامه ريزان دستگاه ها و نهادهاي مسوول درباره عوارض خطرناك بروز اين معضل اجتماعي مي شود چرا كه آمار همسركشي ها و پرونده هاي قضايي مختلف در اين باره زنگ خطري جدي را به صدا در آورده است .

 

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در جمعه 1388/03/15 و ساعت 12:12 بعد از ظهر |

برخي از بزرگ ترين رهبران سياسي تاريخ از ناپلئون بناپارت و وينستون چرچيل گرفته تا بيل کلينتون و مارگارت تاچر تنها چهار تا شش ساعت در شبانه روز مي خوابيدند. اين در حالي است که يک نوجوان اگر 10 ساعت در طول شب نخوابيده باشد به سختي مي تواند از رختخوابش برخيزد. نوزادان مي توانند تا 18 ساعت در يک روز بخوابند البته اين خواب منقطع و نامنظم است، اين در حالي است که براي افراد مسن بيش از شش ساعت خوابيدن در طول شب تقريباً غيرممکن بوده البته اين افراد کمبود خواب شبانه را با چرت زدن در طول روز، خصوصاً ظهرها جبران مي کنند.خواب جزء لاينفک زندگي است. هر جانداري در طول 24 ساعت شبانه روز مدتي را در خواب سپري مي کند. جلوگيري از خوابيدن يکي از بدترين شکنجه ها براي انسان هاست. بي خوابي زودتر از بي غذايي باعث مرگ افراد مي شود. اگر افراد به خصوص کودکان به اندازه کافي نخوابند علاوه بر خسته و کسل بودن، بداخلاق مي شوند و قدرت يادگيري آنها نيز به شدت کاهش مي يابد. هر فرد بايد به قدري بخوابد که روز بعد احساس خواب آلودگي نکند. يکي از نشانه هاي کم خوابي خميازه کشيدن است. يکي از بزرگ ترين سوالات بي پاسخ در مورد مقوله خواب اين است که هر کس به چه ميزان خواب در طول روز نيازمند است.آنچه مسلم است اينکه نياز به خواب در افراد مختلف متفاوت است. بعضي از انسان ها تنها با چهار، پنج ساعت خوابيدن زندگي نرمال و خوبي دارند اما بيشتر افراد در صورتي که کمتر از شش ساعت بخوابند به دليل خستگي و خواب آلودگي نمي توانند کارهاي روزمره خود را انجام دهند. برخي افراد براي سرحال شدن بايد 9 ساعت بخوابند اما بيشتر افراد به حدود هفت تا هشت ساعت خواب نياز دارند. اما براي داشتن جسم و روحي سالم بايد چقدر خوابيد و آيا ميزان خواب مناسب براي افراد مختلف و گروه هاي سني متفاوت متغير است؟

آخرين مطالعات حاکي از آن است که مهم ترين عامل در تعيين ميزان خواب طبيعي در افراد مختلف «وراثت» است و بر همين اساس ميزان خواب در افراد تعيين مي شود. در يک تحقيق دانشمندان عادات خوابي يک خانواده پرجمعيت در کاليفرنيا را بررسي کردند و به نتايج قابل توجهي دست يافتند. در اين خانواده مادر و دختر در طول زندگي خود عادات خوابي يکساني داشته يعني شب ها ساعت 11 تا 30/11 مي خوابيده و صبح ها ساعت 4 تا 30/4 از خواب بلند مي شدند و در عين حال صبح ها به هيچ وجه احساس خستگي نمي کردند. محققان از تمامي اعضاي اين خانواده نمونه خوني گرفتند تا با بررسي DNA آنها به دليل اين عادت غيرمعمول اين خانواده پي ببرند. پس از انجام آزمايش ها مشخص شد در ژن Hdec2 اين مادر و دختر تغييري ايجاد شده است. ژن Hdec2 در حقيقت ژني است که کنترل عادات خواب در حيوانات را برعهده دارد. اين تغيير ژنتيکي در بقيه اعضاي اين خانواده که الگوي خواب نرمالي دارند ديده نشد. اکثر اعضاي اين خانواده در طول شبانه روز هشت ساعت مي خوابند.

پژوهشگران دانشگاه کاليفرنيا در سانفرانسيسکو که اين پژوهش را انجام داده اند، از مدت ها قبل به دنبال شناسايي ژن هايي بودند که بر خواب افراد تاثير مي گذارد. آنها براي اينکه مطمئن شوند تغيير در ژن Hdec2 باعث عادت عجيب خوابي در اين مادر و دختر است در ژن Hdec2 موش هاي آزمايشگاهي همان تغييري را که در ژن Hdec2 اين دو زن وجود داشت ايجاد کرده و مشاهده کردند عادات خوابي در اين موش ها نسبت به موش هاي معمولي تغيير کرد. سرپرست اين پژوهش، يينگ - هويي فو استاد عصب شناسي و همکارانش موش ها و مگس هاي ميوه يي را پرورش دادند که حامل اين جهش ژنتيکي بودند. فعاليت مگس هاي ميوه و اندازه گيري امواج مغزي موش ها نشان داد جانوران داراي اين جهش کمتر مي خوابند و موش هاي حامل اين ژن در مدت زمان کوتاه تري از محروميت از خواب بهبود مي يافتند. پروفسور فو نتيجه گيري مي کند اين پژوهش مدلي است که «فرصتي منحصربه فرد» را براي بررسي اثرات مقدار خواب بر سلامت فراهم مي آورد. او مي گويد؛ «تحقيقات ما نشان مي دهد در بدن انسان يک سيستم ژنتيکي وجود دارد که به ما مي گويد به چه ميزان خواب نياز داريم. ما هنوز درباره عملکرد اين سيستم چيزي نمي دانيم. اما اکنون پس از اين تحقيق مطالعات مان جهت خاصي پيدا خواهد کرد.» آنها در سال 2001 هم جهشي ژنتيکي را کشف کردند که الگوهاي خواب را در ناقلان آن به هم مي ريزد. افراد حامل اين جهش حدود 30/7 بعدازظهر به خواب مي روند و حدود 30/3 بامداد از خواب برمي خيزند. براساس مطالعات مختلف، اختلالات خواب در افراد چه به صورت کم خوابي و چه به صورت پرخوابي در کاهش طول عمر آنها نقش دارد. پروفسور فو با اشاره به اينکه خواب طبيعي در رفع خستگي جسمي و روحي موثر است، افزود؛ بهترين زمان خواب طبيعي خواب شبانه و ميزان آن به طور اواسط هشت ساعت در يک شبانه روز است. تحقيقات نشان داده خواب کمتر از شش ساعت و بيشتر از 9 ساعت در سلامت فرد اثر منفي مي گذارد.



مديريت وبلاگ
فرهاد كسري
+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در سه شنبه 1388/02/15 و ساعت 2:14 بعد از ظهر |

در سال 1264 هجری قمری، یعنی درست در حدود 166 سال پیش نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واكسن بزنند! به‌ویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله می‌كوبند.

اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند. شماری كه پول كافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند كه در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله كوبیده‌اند.

در همان روز، پاره دوزی را كه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد كودك نگریست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچه‌هایتان آبله‌كوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد كشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینكه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور كنید كه هیچ ندارم. امیركبیر دست در جیب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند كه فرزند او نیز از آبله مرده بود.

این بار امیركبیر دیگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن كرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی امیركبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند كه دو كودك شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌كردم كه میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است كه او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیك شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان كه میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشك‌هایش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.

میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نكوبیده‌اند. امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و كتابخانه ایجاد كنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌كنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم كه چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبیدن آبله بمیرند ...



مديريت وبلاگ
فرهاد كسري
+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در شنبه 1388/01/15 و ساعت 6:2 بعد از ظهر |
1. لبخند جذابتان می کند.


همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.


2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.


دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.


3. لبخند مسری است.


لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.


4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.


وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.


5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.


به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.


6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.


وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.


7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.


تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.


8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.


عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.


9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.


به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.


10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.


لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.


پس....همیشه لبخند بزنید.


مديريت وبلاگ

فرهاد كسري

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در پنجشنبه 1387/12/15 و ساعت 1:24 بعد از ظهر |

اگر پیش آمده كه اسم شخصی را فراموش كرده باشید، اگر نام فیلمی را كه هفته گذشته تماشا كردید از یاد برده‌اید، اگر احساس می‌كنید كه زیاد این جمله را به زبان می‌آورید: "آخ، یادم رفته!"؛ نترسید كه مبادا آلزایمر گرفته باشید. راه حل مشكل شما ساده است؛ شما نیاز به تقویت حافظه خود دارید.

حالا جدا از نوع تغذیه و راه‌های مختلفی كه برای این كار توصیه می‌شوند، چند تمرین جالب برایتان داریم كه می‌تواند كمی به تقویت حافظه‌تان كمك كند.

1ـ چشم ها را ببندید. از توی كیف دسته كلید خود را بردارید. حالا بدون این كه چشم‌ها را باز كنید سعی كنید كلید را داخل قفل قرار دهید و در را باز كنید.

2ـ با هر دستی كه عادت به مسواك‌زدن دارید، از امشب با آن یكی دست مسواك بزنید. مثلا اگر با دست راست مسواك می‌زنید، از امشب مسواك را با دست چپ بگیرید.

3ـ برای شانه‌زدن نیز همان تمرینی را كه برای مسواك زدن گفتیم انجام دهید.

4ـ اگر همیشه عادت به یك دوش گرفتن ساده دارید، از این پس یك حمام‌كردن درست و حسابی را تجربه كنید.

5ـ اگر هر روز با ماشین سرِ كار می‌روید از فردا گاهی اوقات قسمتی از مسیر را پیاده عازم محل كار خود شوید.

به روی میز تحریر خود نگاهی بیندازید، حالا جای همه چیز را عوض كنید. مثلا جامدادی را به جای تراش رومیزی بگذارید.

7ـ اگر سوار آسانسور می‌شوید، چشم ها ببندید و سعی كنید دكمه طبقه مدنظر خود را فشار دهید. البته قبل از فشار دادن چشم هایتان را باز کنید تا اشتباها به طبقه دیگری نروید.

8ـ در زمان زنگ تفریح كار یا كلاس، به جای نشستن و خوراكی خوردن، از جای خود بلند شوید كمی قدم بزنید و هوای تازه استنشاق كنید.

9ـ اگر روی میز تحریرتان عكس یا ساعت رومیزی دارید، آنها را وارونه بگذارید.

10ـ سعی كنید به جای نگاه‌كردن به غذا، از بو یا مزه آن پی ببرید كه درون بشقابتان چه غذایی وجود دارد.

11ـ سرگرمی تازه‌ای برای خود انتخاب كنید.

12ـ اگر می‌توانید به ماهیگیری بروید.

13ـ باغبانی را هم به شما پیشنهاد می‌كنیم تا حافظه خود را تقویت كنید.


مديريت وبلاگ

فرهاد كسري

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در سه شنبه 1387/11/15 و ساعت 9:14 قبل از ظهر |

1. متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.

اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟

وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید.

2. از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید.

من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در 1998 پیدا کردم که می خواستم برای 80 طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم.  تا حالا 5000 کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام.

3. آینه، آینه روی دیوار

به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، "کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم". اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: "سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم". و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد.

4. بقیه قبل از شما آنرا می بینند

یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنید—حتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال 1994 موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتم—شکلات—و الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد.

5. نقاط قوتتان را پیدا کنید

بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب "توانایی هایتان را کشف کنید" (Now, Discover your strength) نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد.

6. توانایی هایتان را قدرت بدهید.

کتاب پیدا کردن استعداد 2 نوشته تام راث 2.0) (SrengthFinder را بخوانید. ارزشیابی های آنرا انجام دهید و به پیامهایی که می دهد توجه کنید.

7. دنبال غریزه تان بروید

هر چیزی که بیشترین رضایت فردی را به شما می دهد به احتمال خیلی زیاد همان استعداد ذاتی شماست.

8. هرکاری که دوست دارید بکنید.

بهترین راه برای کشف استعداد پنهان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقه دارید. چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟ کدام کار که دیگران انجام می دهند را می بیند و دوست دارید که شما هم می توانستید آنکار را بکنید. مهمترین نکته در کشف استعداد این است که به کارهایی فکر کنید که دوست دارید.

9. در کلاس های Improv شرکت کنید

 کلاس های Improv شمار ا ترغیب می کند فکرتان را به ژانرهای مختلف معطوف کنید: مثل سینما، کشورها، لهجه ها، دوره های زمانی و ... آنوقت همانی می شوید که برای آن صحنه لازم است: مثلاً یک خارجی، یک اشراف زاده قرن هجدهم، یک راننده تریلی 60 ساله، یک دختربچه 5 ساله و ... می شوید. صداهای مختلف از خودتان دربیاورید، مدل های مختلف راه بروید، برقصید، آواز بخوانید. خودتان را روی صحنه به چهره ها و شخصیت های مختلف تبدیل کنید و مطمئن باشید که با این راه پی به خیلی از علایق پنهان خود می برید.

10. خوب گوش کنید

اگر خوب گوش کنید مردم خیلی چیزها درمورد خودشان می گویند. همیشه برای استخدام کردن کسی، دوستیابی یا هر بیزنسی کمی درمورد پیشینه افراد تحقیق کنید.

11. توصیه الینور روزولت را دنبال کنید

"کاری را بکنید که بیشتری واهمه را از آن دارید:. این جمله را دنبال کنید و مطمئن باشید که به پیدا کردن استعداد پنهانتان کمک می کند.

12. همه چیز را امتحان کنید

وقتی دست به هر کاری بزنید مطمئن باشید که استعداد پنهانتان خواه ناخواه پدیدار می شود. فقط باید زود بفهمید که در کدام کارها استعداد ندارید و سریعاً آن را کنار گذاشته و وقتتان را هدر ندهید.

13. قلمرو آسایش مانع رشدتان می شود

بهترین راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان این است که کارهایی کاملاً جدید و ترسناک انجام دهید. چتربازی را امتحان کنید، در رستوران زیر آواز بزنید، برای دیدن مکانی بروید که هیچ چیز درمورد آن نمی دانید، برای یک مرکز بحران داوطلب شوید، در رشته ای تحصیل کنید که هیچ چیز از آن نمی دانید. دیوارهای قلمرو آسایشتان را بشکنید و مطمئن باشید که بااینکار چیزهایی در خودتان پیدا میکنید که هیچوقت فکرش را هم نمی کردید.

14. خلاق باشید

هر روز 3-2 دقیقه ازوقت آرامشتان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده ای که روی آن کار می کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می دانیم که بهترین ایده ها زمانی به فکرمان خطور می کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی کنیم. پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهنتان می رسد و باعث می شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید.

15. گوش کنید

به حرفهای کسانی که می شناسید گوش کنید. شاید ندانید که چه کارهایی را می توانید خوب انجام دهید اما آنهایی که می شناسید حتماً می دانند. دفعه بعد که کسی چیزی درموردتان به شما می گوید، از آن سرسری نگذرید، آن کار را دنبال کنید.

16. وقتی بچه بودید می دانستید

 به یاد بیاورید که وقتی در زمان کودکی (قبل از هفت سالگی) با خودتان بازی می کردید چه تخیلاتی داشتید. این شما را به هدف روحتان می رساند. آیا آنموقع وانمود می کردید که معلم هستید، یا همیشه چیزهایی می ساختید، یا برای عروسک هایتان لباس می دوختید، یا به مداوای حیواناتتان می پرداختید؟ باید به یاد بیاورید که موقع تنهایی در آن سنین که تحت تاثیر هیچ کسی نبودید و خود درونیتان بسیار پررنگ تر از ذهن آگاهتان بوده، درمورد چه چیزهایی خیالپردازی می کردید.

17. آیا واقعاً پنهان است؟

من فکر می کنم گاهی اوقات استعدادهای پنهان ما چندان هم پنهان نیستند. بیشتر به نظر می رسد که سرکوب شده اند یا نادیده گرفته شده اند. بیشتر به آنچه که دیگران در شما می بینند و خودتان چندان اعتقادی به آن ندارید توجه کنید.

18. چه کاری برایتان ساده تر است

همه ما فکر می کنیم کارهایی را که خوب انجام می دهیم کارهای ساده ای هستند به همین خاطر ارزش و اعتبار چندانی برای آنها قائل نیستیم. و برعکس به چیزهایی ارزش می گذاریم که انجام دادن آن برایمان دشوار است و برای بقیه افراد ساده است. وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می دهید و مطمئن باشید که آنهایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند.

19.  موهبت الهیتان را کشف کنید

برای پیدا کردن آن موهبت خاص الهی در خودتان به چیزهایی فکر کنید که برایتان ساده است. یعنی کارهایی که برای شما خیلی ساده اند اما برای دیگران اینطور نیست. چه کارهایی هست که دیگران برای انجام آن سراغ شما می آیند چون برای شما مثل آب خوردن است و برایتان مهم نیست که حتی درقبال آن به شما پولی بپردازند.

20. یک چیز بدون هیچ تلاشی؟

1) چه کاری بوده که همیشه رویای انجام آن را در سر داشته اید؟ وقتی بچه بودید در انجام چه کاری خیالپردازی می کردید؟ چه موفقیتی در زندگی افراد دیگر باعث می شود احساس حسادت کنید؟

2) چه کاری است که بدون تلاش و زحمت و به آسانی انجام می دهید؟

3) انجام چه کاری را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارید؟ آنکاری که وقتی انجامش می دهید انگار زمان ایستاده است و دقایق بدون اینکه احساسشان کنید می گذرند.

4) هر چیزی حول و حوش آن استعداد پنهان اتوماتیک وار توجه شما را جلب می کند.

5) هر زمان که این کار را انجام می دهید، حتی اگر ناآگاهانه انجامش می دهید، احساس شادی، راحتی،آرامش، و امنیت میکنید.

21. جرقه درونیتان را آتش بزنید

استعدادهای واقعی ما با احساس خود ما شعله می گیرند. به ضربان قلبتان گوش دهید. وقتی سرعت آن بالا می رود، هدفمان با احساس سوختگیری می کند و باعث می شود بتوانیم وارد عمل شویم. عمل کلید کار برای یافتن استعدادهای درونیمان است. اگر آن جرقه آنجا نباشد شما استقامت کافی برای عبور از موانع و مشکلات راه را نخواهید داشت.

22. به صدای درونتان گوش کنید

ببینید صدای درونتان چه می گوید. گاهی وقت ها قبل از اینکه آن صدا را بشنویم راه میافتیم و سقوط می کنیم.

 23. شکلک خندان J

چه کاری باعث می شود که روی لبهایتان لبخند بنشیند؟ همان کار را بکنید.

24. عصبانی نشوید، پول دربیاورید

وقتی می بینید یک جای کار اشتباه است چرا سعی نمی کنید درستش کنید؟ اگر فکر می کنید چیزی مشکل دارد، مطمئن باشید ایجاد تغییر در آن پولدارتان می کند. این احتمال وجود دارد که وقتی چیزی شما را اذیت می کند، برای دیگران هم همینطور باشد. چه بهتر که بتوانید کاری بکنید که به نفع همه باشد.

25. ناامیدی هایتان را برطرف کنید

از خودتان بپرسید، چه چیزی ناامیدتان یمکند؟ آیا می توانید آن را درست کنید؟ شاید درست کردن آن منبع ناامیدی همان استعداد پنهان شما باشد یا همان توانایی که شما را از بقیه آدم ها متمایز می کند.

26. دنبال بزرگترین باشید

همه ایده هایتان را در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید. دور همه آن کارهایی که دوست دارید یک دایره بکشید و چند روز درمورد آنها فکر کنید. حالا باید آنی را پیدا کنید که از بقیه بزرگتر است و بقیه موارد را هم درخود می گنجاند. حالا همان را انجام دهید.

27. به خودتان روی بیاورید

بهترین راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که ... گاهی اوقات استعدادهای ما به این دلیل پنهان می شوند که ما خودمان را مشغول کارهای دیگری می کنیم تا پول دربیاوریم. به جای این باید به کارهایی فکر کنیم که واقعاً دوست داریم. مثلاً من همیشه نویسنده خیلی خوبی بودم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که این می تواند شغلم باشد. در دانشگاه محیط زیست خواندم و بعد از فارغ التحصیلی در صنعت محیط زیست وارد کار شدم. آنجا بود که موقع نوشتن گزارش ها فهمیدم استعداد واقعی من نویسندگی است و از آنجا بود که وارد اینکار شدم.

28. از قلمروتان بیرون بیایید

در کلاسی شرکت کنید یا سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید که کاملاً خارج از قلمرو آرامشتان است. اگر مطمئن نیستید چه کاری را انتخاب کنید می توانید از دوستانتان، خانواده یا همکارانتان بپرسید.

29. روی سنگ قبرها را بخوانید

به قبرستان بروید و کمی قدم بزنید. روی خیلی از سنگ قبرها هنرها و استعدادهای متوفیان را می توانید بخوانید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که روی سنگ قبر من چه می نویسند، اینکه در چه کاری مهارت دارم و چه چیزهایی را هنوز کشف نکرده ام؟ من استعدادم در شعر را از همین راه خواندن یک سنگ قبر در قبرستان کشف کردم.

30. آیا ماهی می تواند آب را توصیف کند؟

دانستن بهترین استعدادتان مثل شناخت ماهی از آب است. بهترین استعدادهای شما بااینکه خیلی طبیعی هستند اما شناختنشان سخت است. می توانید از گروهی از دوستان و نزدیکانتان، چه متعلق به گذشته و چه حال، استفاده کنید و از آنها بپرسید که به نظرشان در کاری خوب هستید.

31. گروه های مشاوره استعدادیابی

در گروه های مشاوره به اعضاء آموزش داده می شود که چطور استعدادهای پنهان اعضای دیگر را حدس بزنند. با شرکت در این گروه ها می توانید به بحث و بررسی استعدادهای خودتان و دیگران بپردازید.

32. پرافتخارترین لحظه های زندگیتان را به یاد بیاورید

موفقیت ها و دستاوردهای زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید. مطمئناً یک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می کنید.

33. به فرزندانتان گوش کنید

وقتی به یک خانه جدید اسبابکشی کردیم، دختر 9 ساله ام گفت که دوست دارد روی سقف اتاقش یک آسمان نقاشی شود و روی دیوارها هم گل کشیده شود. اصرار داشت که من اینکار را انجام دهم و می گفت که میداند از عهده اش برمی آیم. اول گیج بودم ولی با پرسیدن از چند نفر درمورد نحوه قاطی کردن رنگ ها و کشیدن یک طرح جالب کارم را شروع کردم. از همانجا بود که کارم را شروع کردم.

34. دوست دارید زندگیتان چه شکلی باشد؟

خیلی وقت ها برای اینکه بفهمیم علاقه مان چیست از ما می پرسند که دوست داریم چه کار کنیم. اما برای خیلی از ما این لیست چندان طول و دراز نیست. من معمولاً بهترین اطلاعات را از ارباب رجوع هایم وقتی به دست می آورم که از آنها می خواهم یک روز/یک ماه یا یک سال از زندگی ایدآلشان را برای من توصیف کنند. اینکار باعث می شود دقیقاً بفهمید که دوست دارید زندگیتان را چطور بگذرانید و خیلی از علایقتان را کشف خواهید کرد.

35. چه چیزی ضربان قلبتان را بالا می برد و چشهایتان را برق می اندازد؟

چه کارهایی هست که گذر زمان را برایتان ساده تر می کند و می توانید ساعت ها درمورد آن حرف بزنید؟ شاید به نظرتان اینها استعداد نباشد اما اگر اینقدر از انجام آنها لذت می برید، این احتمال وجود دارد که بتواند شما را به استعدادهایتان برساند.

36. توانایی های منحصربه فرد—فقط سوال کنید

یک تمرینی بود که من برای پیدا کردن توانایی منحصر بفردم از آن استفاده کردم. در این تمرین سوالی را برای همه دوستان، اعضای خانواده و همکارانم می فرستادم و از آنها می خواستم بگویند که چه چیزی من را فردی خاص می کند. اکثر آنها جواب دادند و من همه پاسخها را نگه داشتم. بین همه آنها پاسخ های مشترکی پیدا کردم که باعث شد بتوانم استعداد پنهانم را کشف کنم.

37. ذهن ناخودآگاهتان را آشکار کنید

یاد بگیرید که چطور وقتی حتی یک درخت ساده نقاشی می کنید، آنرا بخوانید و تفسیر کنید. این تکنیک ساده به شما این امکان را می دهد تا خود درونیتان را کشف کنید. هرچه بیشتر درمورد ذهن ناخودآگاهتان بدانید بیشتر پی به استعدادهای ذاتی خود می برید.

38. ساز زدن همراه با عشق

اگر فرصت این را نداشتم که موقع جوانی ساز زدن یاد بگیرم، فکر نمی کنم به موقعیتی که الان دارم دست پیدا می کردم.

39. تعریف و تمجیدها را جدی بگیرید

به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند خوب فکر کنید. بااینکار متوجه می شوید که در انجام چه کارهایی مهارت و استعداد دارید.

40.  به لذت های دوران کودکی فکر کنید

به دوران کودکی خود فکر کنید و ببینید چه کارها و فعالیت هایی بیشترین لذت و رضایت را به شما می داده است. شاید به یاد بیاورید که دوست داشتید با دست هایتان کار کنید یا وقت خود را به آشپزی بپردازید یا تمام روز را نقاشی کنید. شاید هم دوست داشتید که بیرون از خانه بروید و دست به اکتشاف بزنید یا اینکه برای دوستان و خانواده هنرنمایی می کردید و سرگرمشان می کردید. شاید عاشق کتاب خواندن بوده اید یا اینکه دوست داشتید چیزهای خراب و شکسته را درست کنید. وقتی بفهمید که چه فعالیت هایی در دوران بپگی باعث شادی و رضایت شما می شده راحت تر می توانید استعداد و توانایی پنهان خودتان را کشف کنید.

41. نیایش معنوی و درونی برای یافتن هدف

 به درون خودتان برگردید و راهنمایی معنوی طلب کنید. احساسات و ایده هایی که منجر به عشق و هدف می شوند را شناسایی کنید. خودتان را از این زمین بکنید و کمی آسمانی شوید.

42. به علایقتان فکر کنید

به فعالیت هایی فکر کنید که بیشتر به آنها علاقه دارید و تحقیق کنید که بازار کاری برای آن وجود دارد یا نه.

43. گنج های پنهان را در خاطرات جستجو کنید

 به آن چیزهای ساده ای فکر کنید که در کودکی شادتان می کرده است. استعدادهای پنهان ما معمولاً در گذشته مخفی شده اند و در زندگی بزرگسالی دیده نمی شوند. به شادترین زمان های زندگیتان فکر کنید و آن نمونه ها را وارد زندگی حالتان کنید. شاید به این وسیله بتوانید استعدادهای پنهانتان را کشف کنید.

44. استعدادها در علایق نهفته اند

این احتمال وجود دارد که کسان دیگری به چیزهایی که شما به آن علاقه دارید، حتی اگر فکر کنید که به هیچ طریقی نمی توانید از آنها پول دربیاورید، علاقه داشته باشند. پس کسان دیگری را باهمان علایق پیدا کنید و ببینید دیگران چطور علایقشان را به استعداد تبدیل می کنند.

45. با پرسیدن یک سوال در 10 دقیقه استعدادتان را کشف کنید

اگر واقعاً می خواهید استعدادتان را کشف کنید و درعین حال یک نفر را در زندگیتان بهتر بشناسید اینکار را انجام دهید: کنار هم بنشینید و از طرفتان بخواهید از شما بپرسد که "تو کی هستی؟". آنوقت شروع کنید به مدت 10 دقیقه با پاسخ های یک کلمه ای جواب او را بدهید، مثلا: "یک شنونده، یک کمدین، انرژی و ...". بعد نوبت به فرد مقابل می رسد. وقتی هر دو شما اینکار را انجام دادید، به همدیگر بگویید که چه شنیده اید.

46. یاد بگیرید که استعدادهایتان را کشف کنید

یک دفترچه بردارید و محیط آرامی پیدا کنید. از قدیمی ترین خاطراتتان در دوران کودکی شروع کنید که سرشار از لذت و خوشبختی بودید. زمانی که همه تعریف و تمجیدها متوجه شما بود. همه کارهایی که می کردید، جاهایی که می رفتید، کسانی که با آنها وقت می گذراندید را یادداشت کنید. آن خیال و رویایی که درمورد آینده خود داشتید را هم یادداشت کنید.

47. چطور استعدادهای پنهانتان را پیدا کنید

برای پیدا کردن استعداد پنهانتان این تمرین را انجام دهید: یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون روی آن بکشید. روی ستون راستی همه کارها و سرگرمی هایی که قبلا داشتید و الان دارید را یادداشت کنید. زیر ستون چپی همه مهارت هایی که برای انجام آن فعالیت ها استفاده می کردید یا می کنید را بنویسید. لیست را بررسی کنید و تکراری ها را خط بزنید. آنهایی که باقی می مانند استعدادهای پنهان شما هستند. آنها به این دلیل چنهاند که نمی دانید وقتی کاری را انجام می دهید از آنها استفاده می کنید.

48. پنهان شوید و جستجو کنید

 به این فکر کنید که در دوران کودکی از چه کارهایی لذت می بردید. کودکی آزادی بیشتری دارد و ما دنبال علایقی می رویم که به طور طبیعی در ما وجود دارند. ببینید آیا می توانید آن علایق و استعدادها را به چیزی که در زمان بزرگسالی قابل استفاده باشد تبدیل کنید.

49. به تعریف و تمجیدها گوش کنید. خوب گوش کنید.

بقیه خیلی خوب می فهمند که شما در چه کاری مهارت دارید، خیلی کارهایی که خودمان جدی نمی گیریم و توجهی به آنها نمی کنیم. سعی کنید توجه بیشتری به این قبیل تمجیدها بکنید تا به استعدادهای ذاتی خود پی ببرید.

50. از دیگران بپرسید

برای پیدا کردن استعداد ذاتی خود باید از دیگران بپرسید که در چه کاری مهارت دارید. این استعداد به این دلیل پنهان است که خودتان هنوز آنرا کشف نکرده اید. یک راه بسیار عالی برای یافتن این استعدادها این است که از خانواده، دوستان، همکارانتان و حتی خودتان بپرسید.

51. ساختن عطر از رایحه لیمو

من و برادرم همیشه حس بویایی بسیار قوی داشتیم اما بعد از اینکه هاوایی را ترک کردیم، دلتنگیمان برای وطن تنها چیزی بود که به ما کمک کرد اولین عطرهای مخلوط برای کودکان را بسازیم.

52. مهارت یاب برای کشف استعداد

من از تست مهارت یابی گالوپ (Gallup’s Strength Finder 2.0) استفاده کردم و وقتی نتیجه تستم را دیدم متوجه شدم که چطور تک تک استعدادهایم برای تکمیل سایر استعدادهایم عمل می کنند. همچنین متوجه شدم تقریباً همه استعدادهایم نقاط مشترکی داشتند و همین من را ترغیب کرد به سمت کار مشاوره خلاق روی بیاورم.

53. ردپاهای دوران کودکی را دنبال کنید

وقتی درمورد علایق دوران کودکیم فکر می کنم ردپای همه استعدادها و توانایی های امروزم را می بینم.  و مطمئنم که احتمالاً ردپاهای دیگری هم در دوران کودکیم هست که من هنوز متوجهشان نشده ام. مطمئناً برای شما هم همینطور است. با کمی بررسی ریشه هایی را در دوران کودکیتان  پیدا می کنید که می توانند رشد کرده و شکوفا شوند.

54. به چیزهایی فکر کنید که خوشحالتان می کنند

لیستی از همه کارهایی که در تمام شغل هایی که در تمام طول زندگی داشته اید تهیه کنید. آن شغل هایی که در شادترین دوران زندگیتان داشته اید احتمالاً همان استعدادهای پنهانتان هستند.

55. استعدادتان در روزنامه است

 کدام قسمت از روزنامه یا مجله را بیشتر دوست دارید؟ بخش فیلم، مسافرت، ورزش، سلامتی، مذهب، یا سیاست؟ ممکن است استعدادتان در این قسمت پنهان شده باشد.


مديريت وبلاگ

فرهاد كسري

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در یکشنبه 1387/10/15 و ساعت 2:18 بعد از ظهر |

… زن نمی دانست که چه بکند؛ خلق و خوی شوهرش از این رو به آن رو شده بود قبل از این می گفت و می خندید، داخل خانه با بچه ها خوش و بش می کرد اما چه اتفاقی افتاده بود که چند ماهی با کوچکترین مسئله عصبانی می شود و سر دیگران داد و فریاد می کند؟ آن مرد مهربان و بذله گو الآن به آدمی ترسناک و عصبی مزاج تبدیل شده است. زن هر چه که به ذهنش می رسید و هر راهی را که می دانست رفت اما دریغ از اینکه چیزی عوض شود. روزی به ذهنش رسید به نزد راهبی که در کوهستان زندگی می کند برود تا معجونی بگیرد و به خورد شوهرش دهد، شاید چاره ای شود ! از اینرو بود که زن راه سخت و دشوار کوهستان را پیش گرفت و بعد از ساعتها عبور از مسیرهای سخت، خود را به کلبه ی راهب رساند، قصه ی خودش را به او گفت و در انتظار نشست که ببیند چه معجونی را برایش می سازد …

راهب نگاهی به زن کرد و گفت : چاره ی کار تو در یک تار مو از سبیل ببر کوهستان است !!! … ببر کوهستان ؟! … آن حیوان وحشی؟ !! راهب در پاسخ گفت بله هر وقت تار مویی از سبیل ببر کوهستان را آوردی چیزی برایت می سازم که شوهرت را درمان کند. و زن در حالتی از امید و یاس به خانه برگشت. نیمه شب از خواب برخاست. غذایی را که آماده کرده بود، برداشت و روانه ی کوهستان شد آن شب خود را به نزدیکی غاری رساند که ببر در آن زندگی می کرد از شدت ترس بدنش می لرزید اما مقاومت کرد. آن شب ببر بیرون نیامد. چندین شب دیگر این عمل را تکرار کرد هر شب چند گام به غار نزدیکتر می شد تا آنکه یک شب ببر وحشی کوهستان غرش کنان از غار بیرون آمد اما فقط ایستاد و به اطراف نگاهی کرد.

باز هم زن شبهای متوالی رفت و رفت … هر شبی که می گذشت آن ببر و زن چند گام به هم نزدیکتر می شدند. این مسئله چهار ماه طول کشید تا اینکه در یکی از آن شبها، ببر که دیگر خیلی نزدیک شده بود و بوی غذا به مشامش می خورد، آرام آرام نزدیکتر شد و شروع به غذا خوردن کرد … زن خیلی خوشحال شد. چندین ماه دیگر اینگونه گذشت. طوری شده بود که ببر بر سر راه می ایستاد و منتظر آن زن می ماند زن نیز هر گاه به ببر می رسید در حالی که سر او را نوازش می کرد به ملایمت به او غذا می داد، هیچ سرزنش و ملامتی در کار نبود هیچ عیب جویی، ترس و وحشتی در میان نبود و هر شب آن زن با طی راه سخت و دشوار کوهستان برای ببر غذا می برد و در حالی که سر او را در دامن خود می گذاشت، دست نوازش بر مویش می کشید چند ماه دیگر نیز اینگونه گذشت تا آنکه شبی زن به ملایمت تار مویی از سبیل ببر کند و روانه ی خانه اش شد …

صبح که شد، شادمان به کوهستان نزد آن راهب رفت تار موی سبیل ببر را مقابل او گذاشت و در انتظار نشست. فکر می کنید آن راهب چه کرد ؟ نگاهی به اطرافش کرد و آن تار مو را به داخل آتشی انداخت که در کنارش شعله ور بود !! زن، هاج و واج نگاهی کرد در حالی که چشمانش داشت از حدقه بیرون می زد ماند که چه بگوید !! راهب با خونسردی رو به زن کرد و گفت : ” مرد تو از آن ببر کوهستان، بدتر نیست، توئی که توانستی با صبر و حوصله، عشق و محبت خودت را نثار حیوان کوهستان کنی و آن ببر را رام خودت سازی، در وجود تو نیرویی است که گواهی می دهد توان مهار خشم شوهرت را نیز داری، پس محبت و عشق را به او ببخش و با حوصله و مدارا خشم و عصبانیت را از او دور ساز …


  امیدوارم عشق و محبت حقیقی، واقعیت و تداوم بخش زندگیهاتون باشه


مديريت وبلاگ

فرهاد كسري

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در جمعه 1387/09/15 و ساعت 3:13 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در چهارشنبه 1387/08/15 و ساعت 2:14 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در دوشنبه 1387/07/15 و ساعت 12:14 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در جمعه 1387/06/15 و ساعت 5:10 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در سه شنبه 1387/05/15 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |

 

 

یکی از نگرانی ھای خانم ھا درمورد رابطه جنسی مشکل آنھا در رسیدن به ارگاسم است . در این مقاله نکاتی را برایتان مطرح می کنیم که مطمئناً موثر خواھد بود:

 

 

نکات روحی:

 

 

۱- پیشبینی رابطه جنسی

برای خیلی از خانم ھا وقتی درمورد رابطه جنسی خیالبافی میکنند، می توانند از قدرت ذھنشان(خیالپردازی) برای تحریک شدن خود، ھم فیزیکی و ھم روحی، استفاده کنند . این روش ھمچنین به خانم ھا کمک می کند بفھمند که چه چیزھایی در محیطشان باعث تحریک آنھا می شود (مثلاً داستان ھای رمانتیک و شھوانی، آھنگ ھای عشقی، فیلم ھای ویدئویی ) و از این ابزارھا قبل از رابطه جنسی استفاده کنند. این "شروع گرم " می تواند به راحت تر رسیدن به "پایان" کمک کند.

 

 

۲- ریلکس باشید

خیلی از خانم ھا برای اینکه بتوانند به لذت جنسی برسند، نیاز به برزخ و وقفه دارند . این به خاطر آن است که فشار احساسی بر واکنش جنسی اثر منفی دارد . پس قبل از یک رابطه جنسی، به موسیقی آرامش بخش گوش کنید، یک حمام داغ بگیرید، یک کتاب بخوانید یا ھر کار دیگری که برای ریلکس کردن شما جوابگو است . ریلکس و آرام بودن به رسیدن به ارگاسم کمک شایانی می کند.

 

 

 ۳- چیزھایی که موجب حواسپرتی می شود را از بین ببرید

خیلی از خانم ھا موقع رابطه جنسی مداوم فکرشان به وظائف روزانه، نور زیاد داخل اتاق، سروصدا، وجود حیوانات داخل اتاق و از این قبیل پرت می شود . باید ببینید که چه چیزھایی موجب حواسپرتی شما می شود و آنھا را از میان بردارید تا بتوانید حین رابطه جنسی خوب روی جسمتان و احساس خوبی که پیدا می کنید، تمرکز داشته باشید تا راحتتر به ارگاسم برسید.

 

 

۴- عصبانیتتان را خاموش کنید

داشتن رابطه جنسی با یک جوجه تیغی خیی سخت است این احساسی است که خیی از خانم ھا وقتی از دست ھمسرشان عصبانی ھستند، حس می کنند . عصبانیت آدم ھا را از ھم دور می کند . برای خانم ھا لازم است که قبل از ھرگونه رابطه جنسی، شعله عصبانیتشان را خاموش کنند تا بتوانند صمیمانه با ھمسرشان رابطه برقرار کنند . اکثر خانم ھا برای اینکه بتوانند از طریق دستگاه تناسلیشان با کسی ارتباط برقرار کنند، باید قبلاً ارتباط قلبی با او برقرار کرده باشند.

 

 

۵- نگران بدنتان و نقص ھای آن نباشید

کلید اصلی در واکنش پذیری به رابطه جنسی، قبول کردن و تحسین کردن بدنتان است. اگر بیش از حد دغدغه نقص ھای جسمیتان را داشته باشید، واکنش جنسی شما از بین می رود و به ارگاسم نخواھید رسید. به عبارت دیگر، ذھنتان جلوی واکنش بدنتان را می گیرد. یادتان باشد که اکثر مردھا با یک ھمسر علاقه مند و مایل است که تحریک می شوند نه با یک اندام کامل و بی نقص.

 

 

 ۶- حین سکس، تمرکز شھوانی داشته باشید 

برای این منظور لازم است که ذھنتان را وارد حیطه شھوانی و جنسی کنید تا قدرت تحریک پذیری جسمیتان بیشتر شود . برای کمک به اینکار روی کارھایی که ھمسرتان انجام می دھد تمرکز کنید.در واقع بھترین روش نگاه کردن به کارھای ھمسرتان و نگاه کردن به چشمھای اوست.

 

 

۷- تمرکز کنید

خیلی از خانم ھا بعد از تحریک شدن باید روی احساسات لذت بخش خود (به خصوص حسی که در دستگاه تناسلی خود احساس می کنند) و بیشتر و بیشتر شدن این احساسات تمرکز کنند.

 

 

۸- بیرون رفتن از دام "راه واقعی"

خیلی از افراد (در ھر دو جنس ) اشتباھاً تصور می کنند که واقعی ترین راه به ارگاسم فقط از طریق رابطه جنسی از واژن ایجاد می شود . راه ھای دیگر رسیدن به ارگاسم، مثل تحریک چوچوله (با دست یا زبان )، مورد علاقه این افراد نیست چون از رابطه از واژن پست تر است . این عقیده غلط باعث شده است که خیلی از خانم ھا تصور کنند که دچار مشکلی ھستند چون قادر نیستند از طریق رابطه از واژن یا ھمان راه واقعی به ارگاسم برسند . یادتان باشد، اکثریت خانم ھا از طریق تحریک چوچوله ی ا تحریم واژن است که به ارگاسم می رسند و این ھیچ اشکالی ندارد . مھم نیست که ارگاسم از چه طریق اتفاق بیفتد، آنچه اھمیت دارد اتفاق افتادن آن است.

 

 

۹- برای بازی ھم وقت بگذارید

خیلی افراد رابطه جنسیشان را برای دیروقت میگذارند که بدن کششی به آن ندارد و فقط نیازمند خواب و استراحت است . اگر برای بازی کردن قبل از رابطه ھم وقت بگذارید مطمئناً رابطه جنسی بسیار بھتری خواھید داشت . این مسئله به خصوص برای خانم ھا اھمیت بیشتری دارد چون رسیدن ارگاسم برای آنھا وقتی بدنشان پرانرژی باشد راحت از زمانی است که خسته باشند.

 

 

نکات جسمی

 

 

۱- متخصص بدن خودتان باشید

مطلع شدن از وضعیت بدنتان و واکنش ھای آن برای رسیدن به ارگاسم خیلی از خانم ھا لازم است. باید بتوانید کنترل بدنتان را داشته باشید و شخصاً واکنش ھای آن را بررسی کنید و بعد به ھمسرتان یاد بدھید که کدام نوع لمس کردن و نوازش کردن برای شما لذت بخش تر است . یادتان باشد ھمسرتان متخصص بدن شما نیست! شما خودتان ھستید ! خانم ھایی که ھیچ اطلاعی از بدن خود ندارند نمی دانند که از چه چیز رابطه جنسی بیشتر لذت می برند. این خانم ھا معمولاً به ارگاسم نمی رسند چون نمی دانند که چه کاری به درد آنھا می خورد.

 

 

۲- حرف ھایتان را راحت بر زبان آورید

ارتباط آزاد و راحت برای ارضای جنسی بسیار مھم است چون آدم ھای دیگر نمی توانند ذھن شما را بخوانند . اینکه راحت حرفتان را به زبان بیاورید خیلی خوب است اما اگر دست ھمسرتان را حین رابطه راھنمایی کنید یا اشاراتی به او بنمایید ھم موثر است . گفتگوی آزاد درمورد رابطه جنسی نیازمند اعتماد، اطمینان، احترام و توانایی ریسک پذیری است.

 

 

۳- مطمئن شوید که ھمسرتان روی کارش تمرکز دارد

اگر ھمسرتان موقع تحریک بدن شما تمرکز فکری نداشته باشد، به ھیچ عنوان به ارگاسم نخواھید رسید. پس مطمئن شوید که جز خودتان ھمسرتان ھم روی کارش متمرکز است.

 

 

۴- در فشار جنسی مبالغه کنید

ایجاد کشش و فشار عضلانی حین تحریک جنسی و ارگاسم طبیعی است . این مسئله در ھر دو جنس اتفاق می افتد اما در خانم ھا آشکارتر است . اغراق کردن در این کشش و فشار عضلانی به تشدید ارگاسم کمک می کند.

 

 

۵- عضلاتتان را فشرده کنید

منقبض کردن عضلات دور واژن به آوردن خون به دستگاه تناسلی و درنتیجه ایجاد تحریک و ارگاسم کمک می کند . این عضلات ھمان عضلاتی ھستند که موقع ارگاسم منقبض می شوند . فشردن و منقبض کردن این عضلات به تشدید ارگاسم کمک می کند.

 

 

۶- سرتان را آویزان کنید

آویزان کردن سر از تخت ارگاسم را تشدید می کند . در برخی از خانم ھا، اینکار فشار عضلانی تحریک را چند برابر می کند.

 

 

۷-  متفاوت نفس بکشید

تغییر الگوی نفس کشیدن ھم ارگاسم و تحریک جنسی را تشدید می کند.

 

 

۸- خودتان ھم دست به کار شوید

شما ھم می توانید در کنار ھمسرتان بدن خود را با لمس کردن تحریک کنید . اینکار راه بسیار خوبی برای رسیدن به ارگاسم است.

 

 

۹- ارگاسم را تمرین کنید

تکرار و تمرین ارگاسم به تنھایی برای خانم ھایی که نمی توانند کنترل خودشان را رھا کنند، می تواند موثر باشد. تمرین ارگاسم به شما کمک می کند با این مسئله راحت تر شوید و استرس و اضطرابتان پایین بیاید.

 

 

۱۰- بالا باشید

برای خانم ھایی که می خواھند با رابطه جنسی روی قدرت ارگاسم خود کار کنند، وضعیت زن بالا (زن روی مرد قرار داشته باشد ) بھترین وضعیت برای رابطه جنسی برای آنھا است . این وضعیت به زن این امکان را می دھد که کنترل رابطه را در دست بگیرند و درنتیجه بیشترین تحریک را داشته باشند . این وضعیت به خصوص برای خانم ھایی که مسائل شخصی دارند و نیاز دارند که ازنظر جنسی کنترل کامل را داشته باشند، عالی است.

 

 

۱۱- اگر می خواھید از اسباب بازی ھای جنسی ھم استفاده کنید

اگر با ا سباب بازی ھای جنسی مشکلی ندارید، ویبراتورھا ابزار بسیار خوبی برای انجام عمل جنسی ھستند . این وسائل ارگاسم را خیلی راحت تر می کنند و مسئولیت و فشار ھمسرتان را ھم کمتر می کنند چون مسئولیت لذتتان دیگر با خودتان ا ست . از این ویبراتورھا می توانید موقع بازی قبل از رابطه یا حین رابطه جنسی استفاده کنید تا راه ارگاسم برایتان آسانتر شود.

 

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در شنبه 1387/04/15 و ساعت 3:50 بعد از ظهر |

 

 

هنگامي كه سخن از تعرض و يا همان تجاوز جنسي به ميان مي آيد در ذهن اغلب افراد برقراري رابطه جنسي يك مرد رذل با يك دختر و يا زن دست و پا بسته نقش ميبندد اما تعرض جنسي ابعاد و طيف گسترده تري دارد .

 

تعريف تعرض جنسي

 

در برگيرنده هر گونه تماس جنسي، اعم از بوسيدن، لمس كردن، نوازش كردن و مقاربت كه بدون رضايت طرف مقابل صورت ميپذيرد. تعرض و تجاوز جنسي يك جرم محسوب گرديده و لطمات جبران ناپذيري از لحاظ روحي ورواني و يا جسماني به قرباني وارد ميسازد.

 

تعريف عام رضايت

 

فردي توافق ميكند و يا به فرد ديگري اجازه ميدهد  تا كاري را انجام دهد. موافقت به انجام عملي مبتني بر آگاهي و دانش كافي از آن عمل و پيامدهاي احتمالي آن. در حالي كه گزينه "نه" گفتن همواره براي فرد محفوظ باقي ميماند .

 

تعريف خاص رضايت (تماس جنسي)

 

توافق آزادانه براي برقراري رابطه جنسي. كه شرايط تعريف عام  رضايت را نيز در برميگيرد .

 

نكته:

رضايت مي بايد براي هر گونه تماس و فعاليت جنسي جلب گردد .

 

نكته:

تماس جنسي يك پروسه است. بنابراين براي آغاز هر مرحله بايد اجازه گرفته شود. مثلا پس از اينكه فردي شما را در آغوش گرفت به معني اين نيست كه شما مجاز هستيد تا انتهاي مسير كه همان مقاربت باشد پيش رويد. پس از در آغوش گرفتن حتي براي بوسيدن فرد نيز بايد از او سئوال كنيد كه آيا عمل شما با رضايت وي همراه است  يا خير .

 

نكته:

رضايت ميتواند در هر لحظه و هر مرحله از تماس جنسي بازپس گرفته شود. مثلا چنانچه همسر شما رضايت داد تا وي را ببوسيد اما پس از چند دقيقه وي از تصميم خود پشيمان شد و تقاضاي توقف رفتار شما را كرد شما حق نداريد به عمل خود ادامه دهيد .

 

نكته:

عمل بوسيدن، در آغوش گرفتن و نوازش كردن الزاما نبايد به مقاربت ختم شوند.

 

نكته:

رضايت براي يك مورد تماس جنسي الزاما رضايت براي تماس هاي  جنسي بيشتر در آينده نيست. رضايت براي برقراري رابطه جنسي امروز، رضايت مادام  العمر براي رابطه جنسي نميباشد. ممكن است فرد پس از يك بار برقراري رابطه جنسي از كرده خود پشيمان گردد شما حق نداريد با اين تصور كه ديگر كار از كار گذشته هر زمان كه مايل بوديد با وي رابطه جنسي برقرار كنيد.

 

نكته:

سكوت، روابط جنسي پيشين، تصور شما از راضي بودن طرف مقابل، رضايت محسوب نميگردند.

 

نكته:

هيچگاه در صورتي كه ترديد و دودل بوديد و يا احساس كرديد همسر شما نيز مردد و دو دل است اقدام به برقراري رابطه جنسي نكنيد چرا كه به احتمال زياد هر كدام از شما و يا هر دو از كرده خود دير يا زود پشيمان خواهيد شد.

 

نكته:

"شايد" به معني "بله" نيست. "نه" يعني "نه". "نه" به معني "شايد" نيست .

 

شرايط رضايت در يك رابطه جنسي به قرار زير مي باشد:

 

 

1- هر دو طرف كاملا هشيار باشند.

 

2- هر دو طرف بطور برابر آزادي عمل داشته باشند. عاري از هرگونه اجبار و تحميل باشد.

 

3- هر دو طرف آشكارا از قصد و نيت خود آگاهي داشته و درباره قصد و نيت خود با يكديگر گفتگو كرده باشند.

 

 

اكنون ميتوانيم مفهوم تعرض جنسي را مطابق با اصل رضايت بهتر درك كنيم. اگر شما در شرايط زير با فردي رابطه جنسي برقرار كنيد در واقع  وي را مورد تجاوز جنسي قرار داده ايد و مجرم ميباشيد:

 

 

1- با فردي كه هنوز به سني نرسيده است كه بتواند مصلحت خود را تشخيص دهد. حتي اگر شما با يك دختر 17 ساله، حتي با رضايت وي، رابطه جنسي برقرار كنيد در واقع وي را مورد تعرض قرار داده ايد چراكه وي هنوز قادر به اتخاذ تصميمات معقول و همسو با مصالح و منافع خود نيست و شايد از عواقب عمل خود آگاهي كافي نداشته باشد.

 

2- چنانچه فرد خواب آلود و يا بي هوش باشد.

 

3- چنانچه با تهديد همراه باشد.

 

4- چنانچه فرد تحت تاثير الكل، مواد مخدر و يا روانگردان قادر به تصميم گيري نبوده و يا قادر به مقاومت نباشد.

 

5- زماني كه فرد  ابتدا عدم رضايت خود را از هر گونه تماس جنسي اعلام كرده، اما شما با ترغيب و شستشوي مغزي وي سرانجام وي را راضي به برقراري رابطه جنسي كرده باشيد .

 

6- زماني كه در نوشيدني قرباني داروي خواب آور ريخته و مخفيانه  وي را مورد تعرض قرار دهيد. و يا با علم به اينكه  وي پس ازمصرف مشروبات الكلي و يا مواد مخدر ديگر قادر به مقاومت نيست و يا آسانتر به رابطه جنسي تن خوهد داد، مصرانه وي را به مصرف اينگونه مواد ترغيب كنيد .

 

 

 

 كليد رضايت = گفتگوست : به موقع ، صادقانه و قاطعانه حرف خود را بزنيد.

 

 

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در چهارشنبه 1387/03/15 و ساعت 3:34 بعد از ظهر |

 

در سومين شماره ماهنامه زندگي مثبت كه در اسفند 86 منتشر شده است، دكتر شهرام يزداني نتايج برخي از آخرين مطالعات محققان را درباره عشق بيان كرده است. او از پژوهش‌هايي مي‌گويد كه ثابت مي‌كنند شور عشق (يا همان عشق رمانتيك) احساسي موقت، زودگذر و غيرقابل اعتماد است؛ و نيز نتايج تحقيق محققاني را نشانمان مي‌دهد كه خواسته‌اند بفهمند چه چيزي ضامن بقاي يك زندگي زناشويي است .

 

شور عشق، استارت يا سوخت


شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نكته وجود دارد- مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاهي كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي فعال مي‌شود كه مربوط به «پاداش فوري» است- همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماده‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند، و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت است.


دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و ذكي آمدند همين كار را روي كساني كردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند- همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به «پاداش‌هاي بلندمدت» است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.


نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدكننده‌ي چيزهايي است كه قابل اتكا نيستند، عشق رمانتيك هم كه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌هاي زيادي شده است و چيز قشنگي هم هست قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه قابل اعتماد، اصيل و ماندگار است.

 

بعضي اقوام اصلاً نمي‌دانند عشق چيست؟


عشق رمانتيك نه تنها كوتاه‌مدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همه‌ي اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همه‌ي جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما مي‌شناسيم مي‌شناسند؟


دو پژوهشگر به نام‌هاي يانكويچ و فيشر، 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشاره‌اي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما تشكيل خانواده مي‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم مي‌كنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم در آن فرهنگ‌ها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمه‌ي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نمي‌كنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن مي‌شوند.


در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيده‌اند كه «شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا نه؟»


90 درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. يعني گفته‌اند «دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.» اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيده‌اند «آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهايت با فردي ازدواج كرده‌اند كه عاشقش نيستند و رابطه‌ي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.

 

عشق نوعي بيماري است؟

 

برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شده‌اند كه «آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري پاتولوژيك است يا نه؟» و جالب است بدانيد روان‌شناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يك بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كرده‌اند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم مي‌آورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي مي‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي مي‌شود. مثلا كسي عادت دارد هر شب 10 بار دست‌هايش را بشويد و اگر 8 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب مي‌شود و نمي‌تواند آسوده بخوابد.

عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلول‌هاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا مي‌كند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. پس عشق يك حالت وسواس اجباري ايجاد مي‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌هاي خاصي مي‌شود كه نمي‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل مي‌كند.

 

هوش عاطفي‌ات را بالا ببر

 

با تمام اين حرف‌ها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيده‌اند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟» يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريه‌اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهت‌هاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي‌آيد كه مي‌تواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي‌افتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي‌افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهت‌هايي به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغيير كرده‌اند. پس خيلي وقت‌ها مشكل اينجاست كه آدم‌ها تغيير مي‌كنند؛ اما با هم تغيير نمي‌كنند: در دو مسير يا با سرعت‌هاي متفاوتي تغيير مي‌كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي‌آيد كه «اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي‌تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوج‌ها را تضمين كند؟»

پژوهش‌هاي زيادي نشان داده‌اند كه هوش عاطفي يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي‌كند به احساساتمان آگاه باشيم. بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم. آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم. ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.

هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي‌شويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مساله‌اي معمولي حلش كنيم .اين نوع هوش، يك چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي‌گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليدي‌ترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا زندگي‌شان به رشد و صميميت بيشتري منجر شود.

 

چه قدر عاشق هستيد؟

 

عشق هم بالاخره اتفاقي است كه به قول شاعر، خواه ناخواه رخ مي‌دهد. براي خيلي از روان‌شناس‌ها مطالعه اين پديده جالب است. بعضي‌ها مانند استرنبرگ حتي نظريه‌اي علمي ‌درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است كه يك عشق كامل سه جنبه دارد. اولين جنبه، وفاداري به معشوق است، دومي، ‌احساس صميميت نسبت به او و سومي، ‌داشتن ميل جنسي به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر كدام از اينها كه وجود نداشته باشد، يك جاي كار دارد مي‌لنگد. پرسشنامه زير خيلي به جزييات عشق كاري ندارد و مي‌خواهد به طور كلي بگويد كه آيا شما عاشق هستيد يا نه؟ اين تست در دانشگاه نورس ايسترن بوستون تهيه شده است و خوب، معلوم است كه بيشتر براي دانشجوها كاربرد دارد.

 

چگونه از اين تست استفاده كنيم؟


عبارات زير را بخوانيد. معشوق‌تان را تصور كنيد و نام معشوق‌تان را به جاي كلمه او بگذاريد. حالا اگر با هر عبارت به طوركامل موافق بوديد، عدد 7، اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6 ، اگر كمي‌ موافق بوديد عدد 5، اگر عبارت را هم درست مي‌دانستيد و هم غلط (يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد)، عدد 4، اگر با آن كمي ‌مخالف بوديد، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2 و اگر به‌طور كامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.


1) براي رسيدن به او خيلي عجله دارم. ?


2) او را خيلي جذاب مي‌دانم. ?


3) او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي كمتري دارد. ?


4) براي او هر كاري كه لازم باشد، انجام مي‌دهم. ?


5) به نظر من، او خيلي دلربا است. ?


6) دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم. ?


7) وقتي با هم كاري را انجام مي‌دهيم، كار برايم خيلي خوشايند است. ?


8) دوست دارم كه او حتما مال من باشد. ?


9) اگر اتفاقي براي او بيفتد؛ خيلي ناراحت مي‌شوم. ?


10) خيلي وقت‌ها به او فكر مي‌كنم. ?


11) خيلي مهم است كه او به من علاقه داشته باشد. ?


12) وقتي با او هستم، كاملا خوشحالم. ?


13) برايم دشوار است كه براي مدتي طولاني از او دور باشم. ?


14) خيلي به او علاقه دارم. ?

 

راهنماي نمره‌ گذاري:


حالا عددهايي را كه جلوي هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد.


• شمايي كه بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است. شما بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌ايد، در عشق‌تان هيچ شكي نمي‌توان كرد.


• اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است كه در بالاي قله عشق بايستيد.


• اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال كمتري وجود دارد كه عاشق باشيد. اما شما هم به هر حال عاشق‌ايد.


• كساني كه از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است كه خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد چندان عاشق نيستند.

• كساني كه از 58 پايين‌ترند، به‌ هيچ‌وجه عاشق نيستند. اين گروه بهتر است پيشه ديگري براي خودشان دست و پا كنند و يا اسم احساسات رقيق‌شان را نگذارند عشق!

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در یکشنبه 1387/02/15 و ساعت 2:14 بعد از ظهر |

 


تا کنون در مورد ارتباط میان خشم و استرس و بیماریهای قلبی زیاد شنیده اید . اخیراً بررسی ها نشان می‌دهد علت واقعی این امر ، سخت شدن رگ‌هاست.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر رگهای خونی باید آمادگی هماهنگ شدن با افزایش و کاهش فشار جریان خون را داشته باشند. اما استرس موجب از دست دادن این هماهنگی و سخت شدن رگها می شود.

در عین حال استرس موجب ترشح بیشتر برخی هورمونها و اختلال در روند آرام و طبیعی بدن می شود . چنانچه این عامل به طور مکرر تکرار شود رگها به واسطه تاثیرات مداوم هورمون استرس برآنها و انقباض مداوم ، به تدریج وضعیت طبیعی خود را از دست داده و سخت می شوند.

متخصصان عقیده دارند که به همین علت است که افراد عصبی عموما" فشار خون بالا دارند. زیرا استرس بر انعطاف رگها تاثیر گذاشته و با سختی آنها جریان خون با شدت بیشتری صورت می گیرد.

از طرفی قرمز شدن رنگ پوست به ویژه در قسمت چهره نیز به دلیل این افزایش فشار خون است.

کارشناسان توصیه می کنند افراد با کنترل احساسات خود مانع از عصبانیت های مداوم شوند تا رگها انعطاف خود را حفظ کرده و در صورت بروز اتفاقی استرس به خوبی با افزایش و کاهش فشار جریان خون هماهنگ شوند در غیر این صورت احتمال بروز بیماریهای قلبی و عروقی مضاعف خواهد شد.

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در پنجشنبه 1387/01/15 و ساعت 10:28 بعد از ظهر |

سلام

امروز می خوام مطلبی رو بنویسم که شاید بعضی ها ناراحت بشن و افسرده

 

ولی می نویسم چون همه ما داریمش و یک روزی دیگه نداریم

 

واقعا نداریم باور کنید که دیگه نمی تونیم بعد از یک زمانی مشخص دیگه داشته باشیمش

 

شاید بعضی اول فکرشون بره به طرف پول

ولی نه عزیز تر از پول و لذت بخش تر از پول

 

خیلی میچسبه که داشته باشیم و فقط بشینیم جلوش و گوشامون رو ماله اون کنیم

 

شاید الان فکر کنید چی می تونه باشه

شاید فکر کنید کی می تونه باشه

شاید فکر کنید پدر و مادر

از پدر و مادر عزیزتر چون ...

شاید فکر کنید همسر

ولی من میگم

 

 

پدر بزرگ و مادربزرگ

 

 

پدر بزرگ و مادربزرگی که مادر و پدرامون از اونا هستن و هیچکی نمی تونه منکر این مطلب بشه

 

هر کی منکر بشه که هیچ ربطی نداره من با هزاران بار منطق جوابشو میدم البته با احترام تمام

 

عزیزان امروز سالگرد پدربزرگ

پدر بزرگی که خیلی برام عزیز بود

 

برام طفل شده بود و چند سال آخر عمرش دید دیگه ایی نسبت بهش پیدا کرده بودم و واقعا احساس میکردم که خیلی بهم نیاز داره و اطرافیانم اینو به صراحت می تونن شهادت بدن

 

حتی این موضوع رو نمی دونم که چرا پدر بزرگم نیاز عجیبی به من داشت و طوری باهام برخورد میکرد که خیلی بیشتر از همه بچه های فامیل بهش سر بزنم و خیلی دلتنگم میشد

 

انشاء الله مورد آمرزش پروردگارم قرار بگیره و آرامش ابدی نصیبش بشه

 

و از همه اونایی که این وبلاگ رو می خونن خواهش میکنم اول بخاطر خدا و بعد بخاطر همه زحمات بی منتی که برامون داشتند و در آخر بخاطر گذر زمان و پیر شدن و فرسودگی و افسردگی خودمون واقعا به پدربزرگ و مادربزرگ و پدر مادرامون احترام بگذاریم و یک جورایی خودمون رو تحمل کنیم

 

 

چرا که یک روزی خواهیم دید که روزگار عجیب به چه نحوی جواب اعمالمون رو در این دنیا خواهد داد و ما هم روزی خواهیم مرد.

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در چهارشنبه 1386/12/15 و ساعت 1:31 قبل از ظهر |

هوشنگ طيار شاگرد و دوست و همشهري شهريار از عشقي كه نقطه عطف زندگي او و عاملي در روي آوردن شهريار به ادبيات است، سخن گفت.

 

  هوشنگ طيار شاعر و از شاگردان و دوستان شهريار در گفت‌و‌گو با فارس گفت: زماني‌كه شهريار براي خواندن درس پزشكي به تهران آمد، همراه با مادرش در خيابان ناصرخسرو كوچه مروي يك اتاق اجاره مي‌كند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه مي‌شود. صحبتي بين مادران آن‌ها مطرح مي‌شود و يك حالت نامزدي بوجود مي‌آيد. قرار مي‌شود كه شهريار بعد از ‌اينكه دوره انترني را گذراند و دكتراي پزشكي را گرفت با دختر عروسي كند.



اين شاعر و دوست شهريار تصريح كرد: شهريار رفته بود خارج از تهران تا دوره را بگذراند و وقتي برگشت متوجه شد، پدر دختر او را به يك سرهنگ داده است و آنها با هم ازدواج كرده‌اند. شهريار دچار ناراحتي روحي شديدي مي‌شود و حتي مدتي هم بستري مي‌شود و در اين دوران غزل‌هاي خوب شهريار سروده مي‌شوند.


طيار با بيان اينكه آن دختر بر خلاف شايعات فاميل شهريار نبوده و «عزيزه خانم» همسر شهريار فاميل او بوده است، اظهار داشت: بهجت آباد سابق بر اين تفرج‌گاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازي نشده بود. اين محل، جايي بود كه بيشتر اوقات شهريار با دختر براي گردش آنجا مي‌رفت. بعد از‌اينكه دختر ازدواج مي‌كند، شهريار يك روز سيزده بدر براي زنده كردن خاطرات آنجا مي‌رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا مي آيند. شهريار با دختر روبرو مي‌شود و اين غزل را آنجا مي‌سرايد:



يار و همسر نگرفتم كه گرو بود سرم
تو شدي مادر و من با همه پيري پسرم



طيار گفت: بهترين شعر تركي را شهريار گفته و كاش با شهرتي كه شهريار داشت اشعار فارسي را هم به اندازه اشعار تركي‌اش چنين زيبا مي‌سرود.



وي افزود: «حيدر بابايه» در ادبيات بي‌نظير است، ولي به تركي است. اگر هم بخواهيم آن‌را به فارسي ترجمه كنيم لذت و زيبايي اش را از دست مي دهد. مسائلي است كه در ترجمه منتقل نمي‌شود. مثلا برخي از ضرب‌المثل‌هاي تركي را فارسي زبانان نشنيده‌اند و شهريار اين ضرب‌المثل‌ها را عينا به تركي آورده و تازه وقتي هم كه ترجمه شود، خواننده چون آن را نشنيده، از آن نمي تواند لذت ببرد.



طيار ادامه داد: اشخاصي كه مدتي از زندگي خود را در دهات بسر برده اند، خيلي بيشتر از اشخاصي كه در شهر بزرگ شده اند، حيدر بابايه را درك مي كنند. شهريار زماني در پاي كوه حيدر بابايه زندگي مي كرده و درنتيجه خاطرات كودكيش را با خاطرات روستا درآميخته كه بخش است.

 
اين شاعر كه شعر را در مكتب عملي نزد شهريار آموخته، درباره اينكه چرا بيشتر اشعار شهريار در قالب غزل سروده شده، عنوان كرد:

شهريار به جز غزل، قصيده، مثنوي و چند شعر نيمايي هم دارد.

«اي واي مادرم» يا «پيام به اينشتين» از شعرهاي نيمايي اوست و اين شعر پيام به اينشتين را وقتي آدم مي‌خواند از بمب اتم متنفر مي‌شود.

 

طيار در ادامه تصريح كرد: شهريار شاعر غزل‌سراست و علاقه شديدي به غزل‌ دارد و غزل تمام احساسات و عواطف انسان را مي تواند بيان كند. شهريار نيز مثل حافظ حرف‌هايش را با غزل‌هايش مي زند.

 اين‌هايي كه به شعر سفيد و نيمايي رو مي‌آورند، فكر مي‌كنند خواسته‌هاي درونشان را در قالب وزن و قافيه و رديف نمي توانند بيان كنند. درنتيجه آزادگرايي مي كنند و حرف دلشان را با شعر نيمايي بيان مي‌كنند.



او درباره مضمون اشعار نيمايي بيان كرد: البته اشعار نيمايي مضمون‌هاي خوبي دارند ولي اگر آن مضامين را بتوانند در غزل بياورند زيباتر است و بيشتر به دل مي نشيند.



طيار درباره آشنايي خود با شهريار گفت: از زماني‌كه به شعر علاقه مند شدم به شهريار ارادت يافتم. شاگردي من به آن صورت نبود كه بنشينم و او درس بدهد و من گوش بدهم. حضورش مي رسيدم و شعرهايي كه مي سرودم را نشانش مي دادم و او اشكالاتم را مي‌گرفت و مرا ارشاد مي‌كرد. گاهي براي من شعر مي گفت و من با شعر جوابش را مي دادم. بيشتر با مطالعه ديوانش شاگرد او شدم.



اين شاعر افزود: شهريار در جلد سوم ديوانش منظومه اي بلند در معرفي مفاخر ايران مي گويد و از شعراي قديمي و معاصر ياد مي كند. حتي راجع به نيما مي گويد:

به خود گذشته و بگذريم از نيما

كه تا فسانه‌اش از ما و بعد از آن بي‌ما

كمي ظاهرا از نيما بعد از آنكه او سراغ شعر بي وزن رفته بود روگردان شد. و ارادت زيادي به نيما به خاطر شعر «افسانه» داشت.

طيار ادامه داد: در اين منظومه نامي هم از من مي‌كند. آن موقع من افسر شهرباني بودم و شهريار مي گويد:

به شهرباني كشور كه شهرت طيار

سخنوري است به ذوق و قريحه سرشار

خدا رحمتش كند

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

 

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در دوشنبه 1386/11/15 و ساعت 12:6 بعد از ظهر |

چیزی وجود دارد که هر مردی لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهایی باعث خوشحالی او میگردد. وقتی سخن از تعریف و تمجید بمیان می آید زنان تـبـدیل به هیولای خـون آشـام گـرسـنـه ای می گـردند که همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر طلب میکنند! و اگر شما خواسته شان را برآورده نمایید، در عـوض بـسیـار بـیـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهید گرفت و آنها خوب می دانند که چطور این کار شما را جبران کنند.


چه ازدواج کرده باشید و چه در دوران نامزدی بسر میبرید، این قانون را بیاد داشته باشید: برای آمـاده نـگاه داشـتـن یک زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، کافی است نکات مثبت بسیاری از او را به وی یادآوری نمایید.

در ادامه به 10 مطلبی که همسر شما عاشق شنیدن آنها است اشاره میکنیم:

شماره 10

روز خوبی داشتی؟ هـنـگامیـکه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میکنید، برداشت او این خواهدبود که شما انسان با فکری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات کاری خود را چگونه سپری کرده است. اما یـک هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد که چند ساعتی در مورد کوچکترین اتفاقاتی که برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: زنها به آنچه که در فکر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد کـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممکن است بیش از زمانی که انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد کرد.


شماره 9

نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی همانطور که مشخص است، این بـه او مـی رسـاند که شما وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا که شما به همسر خود اطمینان میدهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد کرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید. سؤالی هست؟ اینجوری فکر نمیکنید؟

شماره 8

در مورد ‌[ هر چیزی ] چه احساسی داری؟ پـرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد که شما خالصانه برای احـساسـات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می بـاشند. با این حـال بـدانید که خود را در دام گفـتگویـی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید کرد. بنابراین اگر شب تصمیم دیدن مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نکنید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یک فرد است. وقتی همسرتان در می یابد که شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نـیـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگـر قـبـلا فـقـط فردی جذاب بشمار می آمدید، اکنون همانند جواهری در چشم او جلـوه خواهید کرد. متوجه منظورم می شوید؟

شماره 7

تو زیبا تر از دوستان دیگرت هستی قرار دادن او از بین همتاهایش بر سکوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وی شـده و سـبـب می گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی کند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گذشته از اینکه باعث می گـردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور کند، این جمله کوتاه به همسرتان تفهیم میکند که شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی که دوستانش پیش شـما هستند، کمتر احساس نگرانی خواهد کرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـی نموده و پاداش سلیقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اینحال یک احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یک همسر حسود این سخن را مدرکی برای متهم نمودن شما به اینکه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد.

شماره 6

تو واقعا زرنگ و باهوشی با تـصـدیـق نـمودن هـوش و ذکـاوت وی، ایـن معـنی را می رسانید که علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فکر توانمندش نیز شده اید. هـمـسر شـما بـا شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخـن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همسرتان این مسئله را که شما فقـط بـه فـکر روابط جنسی نیستید و قادرید ماورای چنین موضوعات فکر کنید را تحسین خواهـد کرد. زنها عاشق مردان صـمـیمی و خـوش قـلب مـی بـاشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذکاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشکار نماید.

 
شماره 5

در روابط زناشویی بسیار خوب هستی بیان این جمله باعث می گـردد هـمـسرتان احساس کند که یک الهه است. شنیدن این عبارت به همسر شـما تفهیم می کنـد کـه روابـط جنسی و زناشویی او به چشم شما بی عیب و نقص بوده و باعث می گردد که احساس نماید واقعا می داند کـه چگـونه باید مرد خود را راضی نگاه دارد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: تحسین و تمـجید از عملکرد او نشانگر این است که شما به روابط جنسی فقط به عنوان ابزاری برای ارضا نــمودن خود نگاه نکرده، بلکه همه جنبه های آنرا مورد ستایش قرار میدهید.

شماره 4

می خواهم همه عمرم را با تو سپری کنم ایـن جمله ای سنگین است؛ معنی آن فاصله زیادی با دادن پیشنهاد برای ازدواج نـدارد. بنابراین پیش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشید. اما بخاطر داشته باشید که ریسک کردن اغلب پاداش و نتیجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگامیـکه این جـمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سرکیف می گردد. جـمـلات دیـگـری کـه تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها کمتر می باشد، عبارتند از: فقط تو میتونی تا این حد منو خوشحال کنی و من دوست ندارم با هیچ کس دیگری جز تو باشم.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همـه زنـها عاشق شنیدن جملاتی حاکی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشیـد کـه بـعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید.

شماره 3

تو بهترین دوست منی به او می گویید که چگونه ماورا و فراسوی مسائل جنـسی می اندیشید و به این معنی اسـت که برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید کارهایی را بـهـمراه او انجام دهید که مردان دیگر ممکن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـیـدن ایـن جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـملات شـما را در نـظر وی بـجای یـک فرد عادی که مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تـبـدیـل میکند. این شما را به ابتدای لیست خواسـتگـاران پرتاب میکند چراکه شما به مهمترین نکته اشاره کرده اید: دوستی و رفاقت.

شماره 2

تو یک مادر ایده آل خواهی شد اغلب زنها به دنبال این هستند که روزی بچه دار شونـد. هـمـچـنین اکـثـرا با خود کلنجار می روند که آیا در این راه مـوفـق خـواهد بـود یـا خـیر. بـا گفـتن این جمله به او اطمینان می دهید که حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضـای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسکین وی می شوید. بیان این کلمات از زبان شما به عنوان یک همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: اینـگونه بطور غیر مستقیم به همسر خود می فهمانید که مایلید از او بچه دار شوید. واضح است که این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد.

شماره 1

تو زندگی منو کامل می کنی این به او می گوید که تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بـیـان ایـن عبـارت بـه مفهوم آن است که شما همسر خود را بصورت کامل پذیرفته ایـد و ایـنـکه او به صـورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غیر قابل تصوری بوجو آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـمـله اسـاسـا مـی گـوید که شما در زندگی به او نیاز داشته و نمیـتوانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف میگردند.

اشاره باشکوه

دوستت دارم این جمله دو کلمه ای معروف و کوتاه کـه هـمگی ما برایـش اهـمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج کرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تکرارش نمایید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گفتن این عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد که همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگـر در بـین شما کسانی تـا حال این جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان کنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی که عکس العمل او را می بینید ( یا احساس می کنید ).



گفتگوی عشق

اکنون که آموختید که چگونه می توانید همسر خود را خوشنود کرده و صورتش را سـرخ نمایید، اینکار را انجام دهید! فقط به این نکته فکر کنید که او در جواب کار شما در آینده چطور جبران خواهد نمود.

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

 

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در شنبه 1386/10/15 و ساعت 3:41 قبل از ظهر |

سلام

 

در سال ۸۵ در چنین ماهی در چنین روزی در چنین ساعتی این وبلاگ ساخته شد فقط به نیت تبادل اطلاعات و پیشرفت انسانها

اولین سالگرد ساخت این وبلاگ

**************

هدف از ساخت وبلاگ

با سلام به تمامی کسانی که از این وبلاگ دیدن می نمایند . منظور از ساخت این وبلاگ به صورت شخصی از این قرار بود که تبادل اطلاعات به صورت کامل و جامع بین همه عزیزانی صورت گیرد که مشتاق علم و دانش و پیشرفت خود و دیگران هستند و امیدوارم که با همت و پیگیری و اشتیاق ذاتی بتوانیم برای رسیدن به درجات عالی و تکامل انسانها قدمی برداشته باشیم .

 

با تشکر فراوان مدیریت وبلاگ 

فرهاد کسری

 

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در پنجشنبه 1386/09/15 و ساعت 3:10 بعد از ظهر |

از دیرباز آدمیان در فکر این بودند که روشی برای شناسایی دروغ از راست پیدا کنند. در زمان‌های مختلف و به تناوب آنها از ترفندهای بازجویی ، شکنجه ، روبرو کردن ، دقت در ظاهر و لحن صدا و روش‌های روانشناسانه برای این کار استفاده کردند. اما هیچ یک از این روش‌ها مستقیما ما را به حقیقت نمی‌رساند و با هیچ کدام نمی‌توانستیم اندرون افراد را ببینیم.
بازتاب آرزوهایمان را برای داشتن یک روش آسان و مستقیم کشف حقیقت ، می‌توانیم در برخی از داستان‌های طنز و همچنین علمی تخیلی ببینیم ، اما شاید واضح‌تر از هر جای دیگر، این آرزو در بینی
پینوکیو تظاهر یافته باشد!:

«هاروی ناتان» یک اغذیه ‌فروشی در چارلستون داشت. سال 2003 مغازه وی طعمه حریق شد. مغازه آقای ناتان بیمه بود ولی کارشناسان شرکت بیمه‌ای که وی با آن قرارداد بسته بود ، عقیده داشتند که حریق عمدی بوده و ناتان به قصد دریافت پول مبادرت به این کار کرده است.

گرچه قاضی دادگاه ، او را تبرئه کرد ولی شرکت بیمه با گذشت زمان زیاد ، هنوز حرف‌های آقای ناتان را باور نداشت و پولی به او پرداخت نمی‌کرد. ناتان به دنبال راهی بود که ثابت کند دروغ نمی‌گوید بنابراین به شرکتی در سن دیه‌گو با عنوان No Lie MRI مراجعه کرد. این شرکت ادعا می‌کند که امکان تشخیص مستقیم دروغ در ذهن آدمی را فراهم می‌سازد و این کار را با نقشه‌برداری از قسمت‌هایی از مغز که در دروغ و فریب نقش دارند ، انجام می‌دهد.

استاندارد قدیمی تشخیص دروغ پیش از این تستی به نام «چندنگار» Polygraph بود که به ندرت از سوی دادگاه به عنوان یک دلیل و شاهد ، مورد پذیرش قرار می‌گرفت. فشار خون ، میزان عرق و تعداد تنفس افراد مورد آزمایش در طی تست «چندنگار» برای پیدا کردن علایم احساسی دروغ ، اندازه‌گیری می‌شد تا دروغ‌گو بودن افراد اثبات شود.

اشکالی که این تست داشت این بود که افراد خاصی می‌توانستند با آموزش ، این علایم را تحت کنترل خود بگیرند.

مؤسس شرکت No Lie MRI می‌گوید که روش شرکت آنها می‌تواند از همه افرادی که به اشتباه متهم شوند حمایت کند ، خواه این فرد همسری باشد که به خیانت متهم شده باشد و خواه فردی که متهم به سرقت ناکرده باشد.

فناوری‌ای که این شرکت برای تشخیص دروغ از آن استفاده می‌کند سالهاست که در پزشکی برای درمان و پژوهش در مورد بیماری‌های مغز مورد استفاده قرار می‌گرفته است و MRI عملکردی نام دارد.

به صورت ساده مکانیسم کشف دروغ به وسیله MRI عملکردی را می‌توان به این ترتیب توضیح داد : وقتی شخصی دروغ می‌گوید نخست باید مغزش را از گفتن حقیقت بازدارد و در مرحله بعد دروغ بسازد. این کار باعث می‌شود که جریان خون بیشتری به مناطق خاصی از مغز برود. فناوری MRI عملکردی می‌تواند این افزایش جریان خون را شناسایی کند.

برای تشخیص درستی عملکرد این روش برای تشخیص افراد خطارکار و بی‌گناه ، آزمایش‌هایی انجام شد که نشان داد این روش 90 تا 95 درصد ، صحت دارد.

گرچه فناوری MRI عملکردی هنوز از لحاظ قانونی ، مورد پذیرش دادگاه‌ها قرار نمی‌گیرد ولی انتظار می‌رود به زودی در موارد امنیتی و بازجویی از افراد تهدید کننده امنیت ملی و موارد توهین و افترا بازار قابل توجهی را نصیب خود کند.

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

 

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در سه شنبه 1386/08/15 و ساعت 10:12 قبل از ظهر |

وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "دوست خوبش" صدا مي کرد .
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "دوست خوبش" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد.خواستگارش قلبش رو شکسته بود ازش بدش می اومد. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "دوست خوبش" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم با خواستگارم بهم خورده ، اون نمياد ". من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "دوستای خوب" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "دوست خوبش" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين دوستم هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "دوست خوبش" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم"

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "دوست خوبش" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو دوست خوب خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه دوست خوب باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و گريه!
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد از بهانه های پوچ و بی پایه دوری کنید و دیگران رو بهانه برای عدم رسیدن به عشقتون قرار ندید ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه .

 

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

 

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 2:31 بعد از ظهر |

پنج شخصیت سرشناس بدون تحصیلات دانشگاهی

ارنست همینگوی ( نویسنده آمریکایی)

آبراهام لینکلن ( رئیس جمهور سابق ایالات متحده )

راکفلر ( میلیاردر آمریکایی )

ویرجینیا ولف ( نویسنده بریتانیایی )

برنارد شاو ( نویسنده و نمایش نامه نویس بریتانیایی )

 

پنج قهوه خور معروف تاریخ

ناپلئون بناپارت ( امپراطور فرانسه )

باخ ( آهنگساز آلمانی )

ژان ژاک روسو ( فیلسوف و نویسنده فرانسوی )

کانت ( نظریه پرداز آلمانی )

بالزاک ( داستان نویس فرانسوی )

 

پنج هنرمند مشهوری که از فقر مطلق شروع کردند

وان گوگ ( نقاش معروف هلندی )

جک لندن ( نویسنده مشهور آمریکایی )

مولیر ( نمایش نامه نویس فرانسوی )

داستایفسکی ( نویسنده روسی )

ماکسیم گورکی ( نویسنده روسی )

 

پنج چپ دست معروف جهان

چارلی چاپلین ( بازیگر و کارگردان انگلیسی آمریکایی )

باخ ( آهنگساز آلمانی )

لئوناردو داوینچی ( نقاش و مخترع ایتالیایی )

میکل آنژ ( نقاش ایتالیایی )

کیم نوداک ( بازیگر آمریکایی )

 

پنج پادشاهی که عمر حکومتشان زیاد بود

لویی پانزدهم ( پادشاه فرانسه ) 72 سال

ویکتوریا ( ملکه انگلستان ) 64 سال

جرج دوم ( پادشاه فرانسه ) 60 سال

لویی شانزدهم ( پادشاه فرانسه ) 59 سال

هنری سوم ( پادشاه انگلستان ) 56 سال

 

بهره هوشی پنج شخصیت سرشناس تاریخ

- توضیح اینکه بهره هوشی افراد معمولی مابین 85 تا 115 است و افرادی که بالاتر از 125 بهره هوشی دارند ، نابغه به حساب می آیند .

گوته ( شاعر آلمانی ) 185

چارلز دیکنز ( داستان نویس بریتانیایی ) 145

ناپلئون ( امپراطور فرانسه ) 140

گالیله ( اخترشناس و ریاضیدان ایتالیایی ) 145

موتزارت ( آهنگساز اتریشی ) 150

 

پنج نویسنده معروفی که علی رغم لیاقتشان به آنها جایزه نوبل تعلق نگرفت

لئون تولستوی

آنتوان چخوف

برتولت برشت

هنریک ایبسن

مارک تواین

 

پنج فیلم مطرح تاریخ سینما

دزد دوچرخه ( ویتوریا دسیکا )

روشنایی های شهر ( چارلی چاپلین )

جویندگان طلا ( چارلی چاپلین )

رزمناو پوتمکین ( سرگئی ایزنشتاین )

تعصب ( دیوید دارک گریفیث )

 

پنج زوج هنری که مدتها با هم همبازی بودند

استان لورل و الیور هاردی 105 فیلم

بود ابوت و لو کاستلو 36 فیلم

دین مارتین و جری لوئیس 17 فیلم

فرد استر و جینجر راجرز 10 فیلم

کاترین هیپبورن و اسپنسر تریسی 9 فیلم

 

پنج فضانوردی که جزو اولین ها بودند

یوری گاگارین ( شوروی )

لی یی شپارد ( آمریکایی )

ویرجین گریسام ( آمریکایی )

تیتوف ( شوروی )

گلن ( آمریکایی )

 

پنج بازیگر معروف ایفاگر نقش هملت

ریچارد بوربیچ

توماس بترتون

ادوین بوث

سر هنری ایرونیک

سرجانسن فوریس

 

پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهمترین کار را انجام دادند

تولستوی در 82 سالگی کتاب (( من نمی توانم ساکت باشم )) را نوشت .

جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه (( قصه های خارق العاده پند آموز )) را نوشت

پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید

چرچیل در 82 سالگی کتاب (( تاریخ کشورهای انگلیسی زبان )) را نوشت .

سامرست موام در 84 سالگی کتاب (( دیدگاهها )) را نوشت .

 

پنج یک چشم معروف جهان

هریسون ( بازیگر معروف انگلیسی )

جان فورد ( کارگردان ایرلندی )

مارکونی ( مخترع ایرلندی رادیو )

موشه دایان

جان میلتون ( شاعر و آزادیخواه انگلیسی )

 

پنج مجرد معروف جهان

ژاندارک ( قدیس فرانسوی )

آدام اسمیت ( اقتصاددان انگلیسی )

ولتر ( نویسنده و فیلسوف فرانسوی )

شوپن ( آهنگساز لهستانی )

بتهوون ( آهنگساز آلمانی )

 

 

پنج هنرمند معروفی که حقوقدان بودند

ژول ورن( نویسنده فرانسوی )

تاگور ( شاعر و نویسنده هندی )

فرانتس کافکا ( نویسنده چک )

پل سزان ( نقاش فرانسوی )

چایکوفسکی ( موسیقیدان روسی)

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

 

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در پنجشنبه 1386/06/15 و ساعت 10:29 قبل از ظهر |

پذیرا باشید:

 

دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.

 

خودتان را جدا سازید:

 

خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

 

خلق کنید :

 

خانواده ای از دوستان و آشنایانتان  تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

 

تصمیم بگیرید:

 

تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

 

کاوشگر باشید :

 

جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

 

ببخشید :

 

ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

 

رشد کنید:

 

عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

 

امیدوار باشید:

 

به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

 

نادیده بگیرید:

 

امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

 

سفر کنید:

 

به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

 

بدانید:

 

بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

 

دوست بدارید :

 

اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

 

مدیر باشید:

 

بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

 

توجه کنید:

 

هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید و از آنان دریغ نکنید.

 

باز کنید:

 

چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

 

بازی و تفریح کنید:

 

فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.

 

سوال کنید:

 

چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

 

آرامش داشته باشید:

 

اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

 

سهیم شوید:

 

استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

 

تلاش کنید:

 

حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.

 

استفاده کنید :

 

از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

 

احترام بگذارید:

 

برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

 

اشعه ایکس:

 

با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

 

اجازه دهید:

 

اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت .

 

تمرکز کنید:

 

زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید.

 

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

 

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در دوشنبه 1386/05/15 و ساعت 11:44 بعد از ظهر |

این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.

اما اگر از دوستان دخترتان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.

کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.

مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می کنند، به آنها صندلی تعارف می کنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می کنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند.

با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می کنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می کنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است.

به دنبال مشاوره و راهنمایی های معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانم ها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب می کنند. آنها تصور می کنند که ایدآلی که خانم ها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانم های زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانم ها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه می شوند و بیشتر می توان به آنها اعتماد کرد.

خانواده تان را دوست داشته باشید. خانم ها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه می بینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن می شوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت.

ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند.

یکی از دوستان من یکسال پیش ازدواج کرد. کمی بعد از ازدواجشان اتفاقی برای آنها افتاد که مجبور می شدند به فرانسه رفته و آنجا زندگی کنند. بعد از سه ماه دیدم که آماده رفتن شده اند. وقتی از او پرسیدم که چطور به این سرعت توانستند مشکلات مادیشان را حل کرده و برنامه رفتن را جور کنند، دوستم رازی را با من در میان گذاشت. او گفت که همسرش از سالها قبل از ازدواج برای زندگی خانوادگی خود در آینده پس انداز میکرده است، به همین ترتیب بوده که توانسته بود بدهی شهریه دانشگاه او و همچنین ماشین های هردوشان را بپردازد.

من واقعاً چنین دوراندیشی را تحسین می کنم. بااینکه همه ی آقایون ممکن است قادر به رسیدن به چنین اهداف مالی نباشند، اما برداشتن قدم هایی کوچک هم که به خانم ها نشان دهد خود را برای ازدواج آماده می کنند،  هم خوب است.

یکی دیگر از نشانه های میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها می خواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیت های جدید سر باز می زنند. این آدم ها باید بدانند که خانم ها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند.

پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان می آید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را می شناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند می ترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق می شوند.

ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث می شوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری می رسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانم ها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که می خواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانم ها بوده است.

 شما آقایونی که فکر میکنید خانم ها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید که اشتباه می کنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید.

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

 

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در جمعه 1386/04/15 و ساعت 10:26 بعد از ظهر |

 

آيا مي دانيد كه مي توانيد از روي ميوه انتخاب شده شخصيت آدم ها را بشناسيد و بر اساس ميوه هاي مورد نظر بگوييد كه شرايط روحي رواني اشخاص مختلف چگونه است؟پس ميوه دلخواه  خود را انتخاب كنيد و به راز هاي شخصيتي خود و دوستانتان پي ببريد.

 

پرتقال

اگر پرتقال ميوه محبوب شما است. شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما در عين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد.سخت كوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان به شما اعتماد كرد . شما دوستان خود را به دقت انتخاب مي كنيد و با تمام وجود به آن ه عشق  ميورزيد

سيب

چنانچه سيب ميوه محبوب شماست شما فردي اسراف كار و بسيار رك گو و صريح اللهجه هستيد.اگر چه ممكن است بهترين سازمان دهنده  و مدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيت مي رسانيد.در بيشتر موقيت ها مي توانيد به سرعت و به درستي تصميم بگيريد. شما از سفر هاي كوتاه و غير منتظره لذت مي بريد.زماني كه با شريك زندگي خود به سر ميبريد جذاب و خونگرم به نظر مي آييد و به شدت عاشق"زندگي"به مفهوم واقعي آن هستيد.

آناناس

بسيار سريع تصميم مي گيريد و سزيعتر از آ عمل ميكنيد.در تغيير شغل و خطر كردن در زمينه هاي اجتماعي شجاع و بي باك هستيد.شما داراي يك توانايي استثنايي در مديزيت مي باشيد و نمي گذاريد كار روي دستتان بماند.دست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد.معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه بر قرار نمي كنيد ولي به محض انجام آندوستتان را براي هميشه براي خودتان نگاه مي داريدبندرت به دنبال زندگي رمانتيك ميرويدو شريك شماغالبا به واسطهاين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار مي گيرداما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نا اميد است.

موز

عاشقان موز افرادي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستند.شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتي بودن در رنج هستيد. ديگران غالبا از طبع آرام و شيرينتان سؤ استفاده كرده و سعي ميكنندبه اين وسيله براي خود موقعيت هاي جالب را رقم بزنند.عاشق شريك زندگي خود در تمام زمينه ها هستيد واين عشق  به خاطر زيباي جسمي و روحي اوست.به خاطر روشي كه داري روابط شما با او همواره در يك هماهنگي كامل است.

نارگيل

شما دوستاران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر و شعور هستيد.از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهانو دوستان خود حساسيت خاصي داريد.ممكن است كمي خود خواه به نظر بياييد اما لزوما چنين صفتي در شما بر جسته نميشود.. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش به زنگ  هستيد و ديگران مطمئن هستند كه در زمينه شغلي هميشه در بالا ترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام ميدهيد.شما نياز به شريك عاقلي داشته و عقل و احساس را با هم در اين مسئله دخالت مي دهيد.

انبه

اگر انبه را دوست داريد به راحتي ميشود به شما اتكا كرد.شخصي هستيد با ايده هاي روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اينكه درگير مسائلي بشويد كه نياز به تلاش ذهني شديد دارد لذت مي بريد و با شريك خود به ملايمت و آرامي رفتار مي كنيد.سعي مي كنيد با زندگي خود بسازيد و چنانچه نياز به قوي بودن را احساسا مي كنيد آن را در جايي ديگر مي جوييد.

گيلاس

چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را به شما نشان نمي دهد.فراز و فرود در زندگيتان زياد است.بويژه در موقعيت هاي حرفه اي و كاري. شما هميشه و در هر پروژه ايكمي پول به دست مي آوريد و نه به مقدار زياد.ذهني فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چيزهاي نو هسيد.شما شريكي صميمي و وفادرا هستيداما اثر گذاشتن بر  احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما به منزله بهشت استو هيچ چيزي را بيشتر از اين دوست نداريدكه در منزل باشيد و دوستان افراد خانواده و آشنايان شما را دوره كنند.

انگور سياه

به طور كلي آدمي مودب و خوشرو هستيد اما گاهي اوقات سريع و به شدت عصباني مي شويد هر چند به همان سرعت عصبانيت شما فرو كش مي كند.از زيبايي ها به هر شكل كه باشند لذت ميبريد.بسيار محبوب و مورد علاقه ديگران هستيد و اين محبوبيت به علت طبيعت گرم شماست.شور و شوق فراواني به زندگي داريد و از هر كاي كه مي كنيد لذت ميبريد اعم از لباس پوشيدن خوردن و خوابيدن. شريك شما بايد در تمام شور و  علاقه شما سهيم باشد تا بتواند از همه آچه كه به او مي دهيد لذت ببرد.

هلو

درست مانند هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گو و صريح اللهجه بوده و روشي دوستانه داريد و اين نكات به جذابيت روحتان مي افزايد.در بخشش و فراموش كردن نظير نداريدو براي دوستيها ارزش زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است. عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد.. با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات  خود را در ملا ء عام بروز دهيد.

گلابي

چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري مي كنيد مي توانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد.شما دوست داريد كه نتيجه تلاش هايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد كمي خجالتي به نظر  ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد.

 

زماني كه به دنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش بيش از ديگر موارد اهميت  ميدهيد .

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در سه شنبه 1386/03/15 و ساعت 9:36 بعد از ظهر |

 

اگر پاسخ این سؤال را بدهید، می توانم با احتمال 95% بگویم که در زندگی به موفقیت می رسید و یا شکست می خورید: "آیا بیشتر برای سرگرمی مطالعه می کنید؟"

مطالعه، آن هم برای سرگرم شدن، یکی از بهترین راههای بدست آوردن آرامش و فرار از استرس های روزانه است. در عین حال باید در نظر داشته باشید در جامعه ای که درآمد شما بستگی به میزان دانش و مهارت های فردیتان دارد، مطالعه تنها برای سرگرمی نمی تواند چندان فایده ای در بر داشته باشد.

خواندن داستان های تخیلی می تواند اطلاعات مفیدی را در اختیار شما قرار دهد؛ اما متاسفانه همیشه برای ترفیع رتبه و یا افزایش درآمد به اطلاعات شما در مورد افسانه ها و اسطوره ها بسنده نمی کنند.

اگر می خواهید به هدف خود دست پیدا کنید و هدفتان هم رسیدن به موفقیت است، باید یاد بگیرید که چگونه می توان اصول حقیقی را با انواع تخیلی آن درهم آمیخت.

به طور اخص می توان اشاره داشت که کتاب، مجلات، سایت های اینترنتی، و نهایتاً محصولات صوتی و تصویری با عنوان "چگونه می توان...." به راحتی قادرند تا افکار شما را باز کرده، بر روی رفتارتان تاثیر مثبت بگذارند، و نگرش کلی شما را برای رسیدن به موفقیت ارتقا بخشند.

تمام وجودتان باید در رسیدن به موفقیت غوطه ور شود!

نباید انتظار داشته باشید که بنشینید، دست روی دست بگذارید و توقع داشته باشید که موفقیت یک مرتبه از آسمان به زمین بیفتد. شما خودتان باید خالق آن باشید. باید ذهنتان را طوری تربیت کنید که به راحتی موقعیت هایی را که هزاران نفر در طول روز نسبت به آن بی توجهی می کنند، ببیند و آنها را موشکافی کند.

همین حالا که مشغول خواندن این مقاله هستید، موقعیت هایی وجود دارند که بیصبرانه به چشم های شما خیره شده اند؛ اما تا زمانیکه دورنمای کلی ذهن خود را تغییر ندهید و آنها را از زاویه ای که دیگران قادر به دیدن نیستند، نبینید، هرگز به موفقیت دست پیدا نخواهید کرد.

مطالعه برای بدست آوردن اطلاعات در زمینه های مختلف به شما کمک می کند که دامنه واژگانی خود را بالا برده و با زبان فنی هر رشته آشنایی بیشتری پیدا کنید. با این کار می توانید دانش خود را به روز نگه دارید و در برابر مشکلاتی که تاثیر مستقیم و یا غیر مستقیم بر روی شما دارند، مقابله کنید.

البته به روز ماندن کار ساده ای نیست! البته خوشبختانه مطالب مفیدی بر روی اینترنت وجود دارد که می توانید از آن استفاده کنید.

اگر هدف شما شروع یک تجارت موفق است، پس:

یک کتاب در مورد رشته ای که قصد شروع فعالیت دارید، تهیه کنید.
به اینترنت بروید و از آنجا هم اطلاعاتی در زمینه مذکور جمع آوری نمایید.
با افرادی که کاری مشابه فعالیت شما انجام می دهند ارتباط برقرا کرده و از آنها چیزهای جدید یاد بگیرید.
هر کاری که می کنید، فقط سعی کنید موقع مطالعه کردن تصویر اهدافتان را در ذهن مجسم کرده باشید.

می خواهم با هم یک تمرین ساده انجام دهیم. یک تکه کاغذ بردارید و بر روی آن 5 نمونه از مهمترین اهداف خود را که قصد دارید در 5 سال آتی به آنها دست پیدا کنید را یادداشت نمایید.

سپس مراحلی که برای رسیدن به این اهداف باید سپری کنید را بنویسید. لازم نیست بیش از اندازه به جزئیات توجه کنید، تنها یک شمای کلی هم کفایت می کند.

حالا از خودتان بپرسید: "آیا مطالعه تنها برای سرگرمی می تواند به من کمک کند که به اهدافی که در اینجا لیست کرده ام، دست پیدا کنم؟"

اگر تصور می کنید که خواندن برای سرگرمی می تواند به شما کمک کند، به کار خود ادامه دهید و اگر هم احساس کردید که با این کار نمی توانید به اهداف خود برسید، بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که شیوه مطالعه خود را تغییر دهید.

تکرار عادات قدیمی و رفتارهای پیش پا افتاده نمی تواند در زندگی شما تغییر ایجاد کند! زمانیکه یک عادت یا رفتار قدیمی را تغییر می دهید، تنها در اینصورت است که می توانید نتیجه نهایی بازی را عوض کنید.

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در شنبه 1386/02/15 و ساعت 8:22 بعد از ظهر |

 

 

آشنایی با خصوصیات جنس مخالف برای هر فرد دشوار می باشد. علاوه بر این بازی هایی که هر یک از طرفین، بر سر دیگری در می آورد، نیز راه رسیدن به این شناخت را مشکل تر می کند. بگذارید روراست باشیم؛ همانطور که شاید خیلی از شما هم بدانید، هیچ مردی دوست ندارد با یک خانم وارد جنگ روانی شود.

ولی اصلا لازم به ترس نیست. در این قسمت 10 نمونه از بارزترین بازی های خانم ها در دنیای قرار های ملاقات ذکر شده است تا همه چیز در مورد خانم ها برایتان فاش شود.

 

شماره 10: بازی انتظار

 

شما با او تماس می گیرید (اگرچه اغلب این کار را انجام نمی دهید یا حداقل اینکه نباید انجام دهید) و برایش پیغامی می گذارید تا با شما تماس بگیرد. ساعت ها و شاید روزها سپری می شود و خبری از او نمی شود. او به این دلیل شروع به وقت کشی می کند که هیچ گاه دوست ندارد خودش را مشتاق و یا علاقمند نشان دهد. هر چند جذب شما شده اما دوست ندارد با برقراری رابطه زیاد، شما را از دست بدهد.

 

چه کار کنید: پس از چند روز، مجددا با او تماس بگیرید و مطمئن شوید که پیغام شما به دستش رسیده است؛ از این مرحله به بعد همه چیز به دست اوست که آیا شما را می خواهد و یا اینکه از شما دوری می ورزد. اگر تمایلی به برقراری رابطه از خود نشان نداد می توانید به راحتی متوجه شده و عکس العمل مناسب را بروز دهید.

 

شماره 9 : بازی طعمه

 

عبارت "من فکر می کنم این شلوار منو کمی چاقم کرده..... تو چی فکر می کنی؟" سناریویی است که شما را در موقعیت مشکوکی قرار می دهد. نظر شما برای او از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اما سوال را طوری مطرح می کند که شما ناخواسته پاسخ مثبت به او بدهید. در چنین مواقعی کاملا هوشیار باشید.

 

چه کار کنید: به طعمه ای که بر سر راهتان قرار گرفته توجه نکنید. پیش از پاسخ دادن نباید بیش از اندازه مکث کنید. چه لباس برازنده او باشد چه نباشد، به او بگویید که بسیار زیباست و در آن لباس فوق العاده به نظر می رسد. اگر او در پاسخ گفت: "تو فقط به خاطر من داری اینو می گی" به او بگویید: " تو هر لباسی که بپوشی باز هم در نظر من زیبا هستی!". ممكن است دروغ باشد ولی به هر حال با این کار از یک جر و بحث طولانی جلوگیری می کنید.

 

شماره 8 : بازی بی دست و پایی

 

بعضی مواقع اتفاق می افتد که او دوست ندارد کاری را انجام دهد. برای اینکه شما را به نوعی وادار به انجام دادن آن کار نماید، چیزی شبیه به این می گوید: "من دقیقا نمی دونم باید این کار را چگونه انجام دهم." آن کار بخصوص شاید برنامه ریزی و یا نصب یک نرم افزار کامپیوتری باشد که اگر چه به خوبی از نحوه اجرای آن آگاه است، اما فقط دلش نمی خواهد آنرا انجام دهد.

 

چه کار کنید: در بیشتر موارد بهتر است که بی خیال چیزهای دیگر شده و درخواست او را اجرا کنید. اما مراقب باشید که این امر برای او به صورت عادت در نیایید؛ وگرنه همیشه مجبور هستید جور کارهای او را بکشید. در عوض در حین اجرای برنامه او را در کنار خود بیاورید و مراحل مختلف را به او آموزش دهید. با این روش او دفعه آینده برای شانه خالی کردن از زیر این کار هیچ بهانه ای ندارد.

 

شماره 7 : بازی دست نیافتنی جلوه دادن

 

خانم ها دوست دارند خودشان را در نظر آقایون دست نیافتنی جلوه دهند. گاهی اوقات نیز برای جلوگیری از بروز شکست عاطفی، احساسات خود را بیان نمی کنند. آنها قبل از شیرجه حرارت آب را تست می کنند به عبارت دیگر پیش از قبول ریسک شکست باید مطمئن شوند که آیا شما آنها را از صمیم قلب دوست می دارید یا خیر.

 

چه کار کنید: اگر دیدید که او در مورد احساستش نسبت به شما مطمئن نیست اما در عین حال به شما "اظهار علاقه" می کند وظیفه شما هم این است که کار مشابه را در مورد او انجام  دهید. اما در انجام این کار زیاده روی به خرج ندهید، چون شما نیز باید در نظر او دست نیافتنی جلوه کنید. اجازه دهید تا او بداند که دوستش می دارید، اما در عین حال باید او را متوجه کنید که در صورت عدم ایجاد رابطه مناسب شما می توانید به راحتی به دنبال شخص دیگری بروید.

 

شماره 6 : بازی " باید با هم صحبت کنیم"

 

این بازی معمولا زمانی شروع می شود که شما مشغول تماشای یک رویداد ورزشی مهم، نظیر جام جهانی هستید. یک بار دیگر او قصد دارد شما را امتحان کرده و از اولویت هایتان آگاه شود. او توجه شما را می خواهد آن هم در همان موقع مشخص.

 

چه کار کنید: اگر تلویزیون را برای 5 دقیقه بی صدا کنید، کار عاقلانه ای انجام داده اید. به حرف هایش گوش دهید و مجددا به ادامه بازی برگردید. اما اگر بگویید که حرف هایش را بگذارد برای بعد، او تلویزیون را خاموش کرده و یک مشاجره 5 ساعته شروع می شود. او مخ شما را پر می کند از اینکه برایش هیچ گونه اهمیتی قائل نیستید و مانند گذشته احساساتتان را بروز نمی دهید. به هر حال در هر دو مورد حق انتخاب با خود شماست.

 

شماره 5 : بازی مبادله ای

 

او معمولا وقتی از این بازی استفاده می کند که حرف از سکس به میان بیاید. او به طور آگاهانه به شما می گوید که در صورتی رابطه جنسی برقرار می کند که شما در عوض یکی از کارهای او را انجام دهید. خانم های کمی هستند که از کمک کردن مردها در کارهای خانه، خرید کردن، و یا دعوت کردن مادر خانم به صرف شام، لذت نمی برند.

 

چه کار کنید: شما هر چقدر بیشتر به درخواست های او پاسخ مثبت دهید او خیلی بیشتر به شما علاقه پیدا می کند. بنابر این جارو و خاک انداز خود را بردارید، برای خرید آماده شوید و با مادر زن خود گفتگو کنید. نقطه ناخوشایند این است که ممکن است شما کارهایی انجام دهید که از آنها لذت نمی برید، اما در عوض در انتهای روز احساس خوشحالی خواهید داشت. باید مطمئن شوید که او تا پایان معامله صادق است. در ضمن به خاطر داشته باشید که شما همیشه مجبور نیستید برای برقراری رابطه جنسی، لطفی در حق او انجام دهید.

 

شماره 4 : بازی ذهني معكوس

 

این امر درست زمانی صورت می پذیرد که او دقیقا عکس آنچه را که می خواهد به زبان می آورد و از شما انتظار دارد تا عینا کاری را که در ذهنش دارد، انجام دهید. به عنوان مثال ممکن است از شما بخواهد تا ظرف ها را بشویید، اما این مطلب را به طور واضح بیان نمی کند، بلکه به جای آن می گوید من ظرف ها را می شویم و پس از اتمام کار از دست شما عصبانی می شود: که چرا به او کمک نکرده اید. گیج شدید؟! درک میکنم!

 

چه کار کنید: این بار که او بازی ذهني معكوس را شروع کرد، خیلی مراقب باشید تا چیزی از دست ندهید. دفعه آینده وقتی نوبت به شستن ظرف ها رسید (و یا انجام هر کار دیگری) رفتار او را کاملا تحت کنترل داشته باشید. اگر او اشیا را به تندی به این طرف و آن طرف پرتاب می کرد، بهتر است به او بپیوندید و کمکش کنید.

 

شماره 3 : بازی ذهن خوانی

 

این بازی معمولا به همراه بازی ذهني معكوس انجام می شود. رفقا، او از شما انتظار دارد تا ذهنش را بخوانید؛ زیرا تصور می کند که اگر واقعا به او اهمیت بدهید باید بدانید چه چیزی در ذهنش می گذرد. هر چند این بازی به هیچ وجه منطقی نمی باشد اما خانم ها باز هم انتظار دارند تا شما افکارشان را بخوانید.

 

چه کار کنید: پیش از اینکه گوی بلورین جادویی خود را در آورده و شروع به پیشگوی کنید، از او بپرسید که دوست دارد چه کاری برایش انجام دهید و دلیل آنرا هم اینطور توجیه کنید که فقط قصد خوشحال کردنش را دارید. به او نشان دهید که با تمام وجود در حال گوش کردن هستید و وقت خود را با حدس های آبکی از بین نبرید. اگر شما شروع کنید به حدس زدن، به احتمال زیاد گزینه نادرست را انتخاب می کنید.

 

شماره 2 : بازی سکوت

 

زمانی که او با شما صحبت نمی کند و شما را به سردی در آغوش می گیرد، باید بدانید که از دستتان ناراحت است. شاید خودتان هم به درستی از دلیل این امر آگاهی نداشته باشید.

 

چه کار کنید: مدام از او نپرسید که چه اتفاقی روی داده است. با این کار همه چیز را بدتر می کنید. حقیقت اینجاست که اگر ندانید که چه کاری انجام داده اید، اوضاع خیلی وخیم تر می شود. در حین زمانی که شما مشغول تحلیل و بررسی کارهای خود هستید او فرصت لازم را بدست می آورد تا خونسردی خود را مجددا بدست آورد. او ممکن است نزد شما بیایید، به چشم هایتان خیره شود و آه  و زاری کند و یا اینکه چیزی در روی سرتان بکوبد؛ که البته در صورت وقوع چنین سانحه ای می توانید از او بپرسید که چه اتفاقی روی داده و بعد نسبت به حل آن اقدام کنید.

 

شماره 1 : بازی اتمام حجت

 

این بازی، سرآمد تمام بازی هاست. و زمانی روی میدهد که ارتباطتان در خطر باشد. او از شما انتظار یک چیز بزرگی داشته، به عنوان مثال پیشنهاد ازدواج، حلقه و.... و اگر بر طبق خواسته اش عمل نکنید او اظهار می دارد که شما را ترک خواهد کرد. راست و دروغش به طرفتان بستگی دارد.

 

چه کار کنید: اگر احساس کردید که او بلوف زده، به کار خود ادامه دهید و به او بگویید که در حال حاضر آمادگی تشکیل زندگی مشترک را ندارید. اما اگر احساس کردید که حرف هایش صحت دارد، بهتر است بنشینید و با او صحبت کنید. اگر واقعا آمادگی نداشتید که رابطه خود را به سطوح بالاتر ارتقا دهید، شاید نوبت به آن رسیده باشد که به ارتباط خود خاتمه دهید.


وارد بازی شوید

 

همه چیز در اختیار شماست. در قسمت بالا 10 نمونه از مشهورترین بازی هایی را که خانم ها انجام می دهند، برایتان ذکر کردیم. حال که نسبت به آنها آگاهی پیدا کردید می توانید به راحتی زندگی آرامی را در کنار آنها شروع کنید .

 

مدیریت وبلاگ

فرهاد کسری

+ نوشته شده توسط فرهاد کسری در چهارشنبه 1386/01/15 و ساعت 7:32 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


ساعت و تاریخ